اقتصاد معتدل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦ - بچه دليل و منطق اين قانون بوجود آمد؟
داران و مالكين اجناس محتاج بدين و توصيههاى اخلاقى او نيستند تا وادار شوند مال را بقيمت بلند نفروشند و در فائده خود حد متوسط يا ادنى را مراعات كنند زيرا رقابت بازار آزاد بدون كمك از روحانيت صاحبان اجناس را وادار ميكند بفائده كم قناعت نمايد و الا از صفحنه معاملات رانده ميشوند و حريفشان بر آنها غالب ميشود و همچنين لازم نيست بر نفوس اغنياء، دين حكومت كند تا باين وسيله آنها را به احسان و نيكى و نوعدوستى، و وارسى بحال مستمندان وادارد و حس اجتماعى را در وجدان آنها بيدار سازد زيرا گفتيم كه كوشش كردن براى مصالح شخصى خود عين كوشش براى منافع اجتماعى است و رفاهيت عمومى خودبهخود حاصل ميشود. اين بود دليل اول آنها كه به بهترين وجه ممكن توضيح گرديد ولى از نظر دانشمندان پنهان نيست كه اين سخنان به سخنان كودكان و بچههاى كوچك خيلى مشابهت دارد.
زيرا وضع موجوده كشورهاى غربى بهترين گواهى است بر بطلان و سخافت آن. آيا امروز در امريكا و اروپا مليونها بشر فقير و ناتوان و بيچاره موجود نيست؟ پس چرا كوششهاى مداوم سرمايهداران وضع اجتماع را اصلاح و منافع عمومى را تضمين نمىكند؟ يقينا اين سوال جوابى ندارد بجز اينكه اصل دليل خيالى آنها را باطل بدانيم بلكه بعضىها معتقدند اين نوع آزادى و رقابت تجارت را به ركود مبتلا مى گرداند. خيلى خوب، فرض ميكنيم منافع اجتماع و ملت او را قهرا تضمين كرد لكن آيا اين قسم آزادى بىبندوبار قانونى و فاقد صفات اخلاقى و دينى بحال مجتمعات ديگر و ملتهاى بيگانه مضر نخواهد بود، آيا سبب قطعى استثمار و استعمار و بالاخره منجر به نابودى و بردبارى هزاران انسان نخواهد شد؟
اگر نميشود پس استثمار عمومى كه در آسيا و افريقا و بعضى مواضع ديگر مانند مرض سرطان ريشه دوانيده از طرف كدام طبقهاى از فقرا بوده استثمار منافع و دولتهاى كوچك تا امروز از طرف كدام طائفه صورت ميگيرد؟!