اقتصاد معتدل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢ - (قيمت از چه پيدا ميشود)
دو عمارت فرقى دارد يا نه؟ مسلما فرق دارد با اينكه كميت هردو عمل برابرست. از مطالب بالا ميدانيم كه قرار دادن كار را اساس قيمت نظريه بىخردانه جاهلانه بوده بلكه بطور قطع اساس قيمت رغبت انسان است و پس. و هويدا است كه ضعف و شدت رغبت تابع قلت و كثرت منافع شى مرغوب است.
خواننده عزيز، شما خيلى اوقات خريدارى كردهايد!
به وجدان خود مراجعه كنيد ببينيد آيا در موقع تعين نرخ مقدار كار را در جنس مورد نظر ملحوظ داشتهايد يا رغبت نفسى خود را كه مسبب فوائد خارجى آن جنس بوده. با اندك التفاتى تصديق شق دوم ر خواهيد فرمود. قانون ماركس را خلاف وجدان و واقع محيط اجتماعى خواهيد دانست وقتى ما رغبت مشترى را مناط قيمت قرار داديم تمام ايراد هاى گذشته خودبهخود حل ميشود و همچنين سربلند رفتن قيم در موقع احتكار و عدم وجود رقابت براى ما روشن ميشود زيرا در مورد رغبت طلب و تقاضاء بيشتر است درحاليكه عرضه آن كمتر است، خوانندگان گرامى ما متوجهاند كه بطلان اين قانون پايههاى سوسيالستى و كمونستى را منهدم ميكند و از اساس ويرايش ميكند و بما ثابت ميكند كه سوسيالستى و كمونستى دو طريقه غلطى است مانند طريقه سرمايه دارى آزاد كه عدالت اجتماعى را اصلا حاصل نمىتوان لذا بشريت در اقتصاد خود بيك سيستم عادلانه ديگرى نياز دارد تا تعدل اقتصادى را از نظر عدالت اجتماعى تامين دارد.
خوشبختانه همچه سيستمى در دست داريم كه چهارده قرن از عمر او ميگذرد و تاسيس آن توسط فاضلترين فرد امكانى و شريف ترين سفير الهى پيشواى عظيم الشان اسلامى (پيغمبر بزرگوار ص) انجام يافته ولى متاسفانه گرد و غبارى كه از اوهام و خيالات سرمايه دارى آزاد و سوسيالستى و كمونستى بر اندام زيباى او نشسته با جهالت ما مانع از ديدن او شده درين مقايسه ما اين كثافات را از پيكر و شستيم و اينك خود او را بنام اقتصاد اسلامى بشما ارائه ميدهيم و ضمنا خاطر