اقتصاد معتدل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨ - (قيمت از چه پيدا ميشود)
بنيانساز جامعه فرضا همين اقتصاد بود درحاليكه غلط صرف است و ما شواهد زيادى داريم كه منجمله اختلاف فكرى زياد اقوامى است كه سويه اقتصادى انها چندان فرقى نداشته.
پس بچه جرئت كمونستى را ماركس مرحله اخير ترقى بشريت خواند آيا مبتكرين سوسيالستى و كمونستى احتمال نمىدادند كه اين نظريات (باعتقاد خودشان) ممكن است تابع وضع اقتصادى عصرشان باشد كه با تغيير آن عوض خواهد شد و بطلان آن ظاهر خواهد گرديد پس نبايد آنرا قانون هميشهگى خواند بلكه بعنوان پيشنهاد موقت ذكرش كرد آيا اينطور نيست؟ بهرحال چيزى كه تاكنون دانستيم اين بود كه طريقههاى كاپيتاليسم و سوسيالست و كمونست از نظر عدل و انصاف بدور است و از تامين عدالت اجتماعى معذور. بلكه دو نظريه اخير گذشته از اينكه با مبادى فلسفى صاحبانشان مغائر است مخالف آزادى انسان است زيرا آزادى انسان موجب احترام بكار او است كه دنبال آن ملكيت خصوصى تحقق مييابد بلى آزادى كه غربيها بان قائلند آنهم خارج از انصاف و مروت است.
(قيمت از چه پيدا ميشود)
كارل ماركس ميگويد اساس بها و ارزش فقط كار است ماده بهر مقدار كارى كه در او انجام گرفته، همان قيمت را دارد- و جز كار ديگر هيچچيزى در قيمت تاثير ندارد اين نظريه را قبل از او عده ديگرى مانند (جون لوك) و (آدم اسميت) و (ريكاردو) با تفاوتهائى بيان كرده بودند ماركس نيز با مختصر تغيرى آن را قبول نمود و ميگويد هرچيز براى خود در قيمت دارد يكى بلحاظ استفاده و استعمال و يكى بلحاظ معاوضه او بجنس ديگر مثلا يك جلد كتاب بواسطه استفاده علمى صد افغانى قيمت دارد و هم ممكن است با دو كيلو روغن مبادلهاش كرد اولى قيمت استعمالى و دومى قيمت تجارتى و مبادلوى ناميده ميشود درحاليكه كتاب و روغن در ذات و منافع خود بهم متفاوت است باز هم در قيمت مبادلوى با هم مساوى ميباشد و اين خود دليل ميشود كه