اقتصاد معتدل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠ - فرق كمونستى و سوسيالستى
(٣) ملى كردن منابع ثروت و آلات توليديكه ملاك توسط كارگران و اجيرها از آن استفاده ميبرند و بيرون كشيدن آنها از دست صاحبان اولى آنها يعنى تبديل ملكيت فرد را بملكيت مجتمع.
(٤) برقرار ساختن تقسيم مال روى قانون: از هركس باندازه طاقتش و از براى هركس باندازه عملش. يعنى هركس بمقدار قوه و استعداد خود بايد كار كند و هركس بمقدار كار خود مزد ببرد.
كمونيستى چيست؟
كمونستى نيز بر چهار پايه استوار است.
(١) برهم زدن طبقات در اجتماع كه در اشتراكى بيان شد.
(٢) آزاد ساختن اجتماع از نفوذ حكومت كه در اشتراكى وجودش لازم شمرده شده بود زيرا احتياج به هيئت حاكمه يا بواسطه تمكين اغنياء بر فقراء است (در محيط سرمايهدارى) يا بواسطه كوبيدن اغنياء (در محيط اشتراكى) و اين احتياج در اجتماع كمونستى خودبخود از بين رفته است و براى تشكيل حكومت دليل و عذرى نخواهد ماند.
(٣) لغو ملكيت شخصى بطور مطلق چه كلى و چه جزئى.
(٤) برقرارى توزيع بر اساس (از هركس به اندازه توانائى او و براى هركس بحسب احتياج او) يعنى هركس بمقدار قدرت خود بايد كار كند و بمقدار احتياج خود استفاده كند خواه باندازه كارش باشد يا نه.
فرق كمونستى و سوسيالستى
ديديد كه كمونستى در اصل اول با سوسيالستى اشتراك داشت ولى در سه اصل ديگر مختلف بود زيرا حكومت در مرحله كمونستى منحل است درحاليكه سوسيالستى آن را لازم ميدانست كمونستى در پايه سوم خود ملى كردن تمام منابع عايدات و وسائل توليدى را چه مالك خودش مباشرتا از آن استفاده كند يا اينكه باجاره دهد و از مزد آن استفاده كند گنجانيده بود و بالاخره هيچ قسمى از اقسام ملكيت را قبول نداشت، ولى اشتراكى چيزهائى را ملى ميكند كه مالك از آن استفاده مباشرى نكرده از طريق اجاره آنها استفاده كند.