دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧ - ٣/ ٢ دعبل خزاعى
٣/ ٢ دعبل خزاعى[١]
اگر آن كسانى كه به آنها امروز يا فردا اميددارم نبودند،
در پى حسرت آنان، قالب تهى مىكردم.
ظهور امامى كه ناگزير ظهور خواهد كرد
و به نام خداوند و با بركتها به پا مىخيزد.[٢] در ميان ما هر حق و باطلى را روشن مىكند
و به نعمتها و نقمتها جزا مىدهد.
اى جان من! شاد باش و شادمان
براى آمدن آن كه آمدنش دور نيست
و بى تابى مكن از دوام ستم؛
چرا كه توانم را مىبينم كه فرمان به پايدارى مىدهد.
اگر خداى مهربان اين زمان مرا نزديك گرداند
و عمرم را طولانى كند و زمان در گذشتم را تأخير بيندازد،
[١]. ابو على دِعبِل بن على بن رَزين خُزاعى، در سال ١٤٨ ق، زاده شد. وى، شاعر و اديب بود و از برترينِ شاعران قرن سوم هجرى به شمار مىرود. وى به اهل بيت عليهم السلام، فراوان مهر مىورزيد. از وى شنيده شد كه مىگفت:« من، پنجاه سال است كه چوبه دار خود را بر دوش مىكشم؛ امّا كسى نيافتم كه مرا بر آن بياويزد»؛ چرا كه پيوسته از خاندان نبوّت، به شدّت، دفاع مىكرد و با مخالفان آنان، مبارزه مىنمود. وى، قصيده مشهور« تائيه» خود( قصيده« مَدارس آيات») را براى امام رضا عليه السلام خواند.
جاحظ گفته است: شنيدم كه دِعبِل بن على مىگويد:« شصت سال است كه هيچ روزى را بدون سرودن شعرى نگذراندهام». وى به سال ٢٤٦ ق، در كهنسالى، مظلومانه در حومه اهواز به شهادت رسيد و پيكرش را به شوش دانيال، حمل كردند و در آن جا به خاك سپردند. امروزه، بارگاه با شكوهى بر مزار وى ساخته شده است.[٢]. در بعضى نسخههاى عيون أخبار الرضا عليه السلام( از جمله نسخه عبد الرزاق مقرّم، ياد شده در كتابش ولادة القائم و نسخه كتابخانه اميرالمؤمنين نجف كه علامه امينى در الغدير از آن نقل كرده است) و نيز در بعضى نسخههاى كمال الدين صدوق( از جمله نسخه مجلس سنا كه اكنون در كتابخانه مجلس در تهران نگهدارى مىشود و نسخه عبد الرزاق مقرّم كه در كتاب پيش گفتهاش از آن نقل كرده است)، اين روايت ديده مىشود كه: امام رضا عليه السلام چون اين بيت را شنيد، به پا خاست و دست بر سرگذاشت و فرمود:« پروردگارا! فرجش را نزديك و خروجش را آسان گردان».