دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧ - ٢/ ٣ سيد حميرى
گفتار طولانى من درباره پسر خوله [محمّد حنفيه]
براى دشمنى من با ذريه پاك [پيامبر] نبود؛
امّا براى ما از وصى محمّد صلى الله عليه و آله روايت شده
و آنچه او گفته قابل تكذيب نيست
كه ولى امر پنهان مىشود، و ديده نمىشود
در پس پرده مىرود، همانند ترسان چشم به راه.
اموال شخص مفقود تقسيم مىشود
چنان كه گويى او را بين فضاى آسمان پهناور پنهان كردهاى.
روزگارانى را درنگ مىكند، سپس سر بر مىآورد
همانند طلوع ستاره جُدى از افق ستارگان.
به يارى خداوند از خانه خدايش حركت مىكند
با سيادتى از جانب خدا و فرمانى قطعى.
با پرچم خود به سمت دشمنانش به حركت در مىآيد
و آنها را خشمگين آتشين مىكشد.
وقتى روايت شد كه پسر خوله غايب است
ما حرفمان را به سوى او (مهدى) بر گردانيم و او را تكذيب نكرديم
و گفتيم: او مهدى است؛ قائمى كه
از عدالتش هر قحطىزده، زنده مىشود.
اگر بگويى: نه! حق با توست
و به آنچه فرمان داده شدهاى، بىبرو برگرد، قطعى است.
پروردگارم را به گواهى مىگيرم كه گفته تو حجّت است
بر همه مردم، از فرمانبردار و متمرّد؛
كه او ولى امر است و قائمى كه
جانم با نشاط و طرب چشم به راه اوست.
او دوران غيبتى دارد كه از آن ناگزير است
خداوند بر او در همان حال غيبت صلوات مىفرستد.
زمانى را در پشت پرده غيبت مىماند و بعد ظهور مىكند
و فرمانرواى تمامى مردم خاور و باختر مىشود.