دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥ - ٢/ ٣ سيد حميرى
ماييم كه مصطفاى برگزيده
از ماست و مهدى از ماست و حق را ما به پا داشتيم.
خداوند با ما شناخته شد
و حق را ما به پا داشتيم.
به همين زودى در آتش شعلهور قرار خواهد گرفت
هر كسى كه از ما روى گرداند.[١]
٢/ ٣ سيّد حميرى[٢]
هان اى كه رهسپار مدينهاى
با شتر تنومند كه هر ناهموارى را سر مىگذارى!
اگر خداوند تو را توفيق داد و جعفر را ديدى،
به ولىّ خدا و پسر تهذيبشده بگو:
اى امين خدا، و پسر امين خدا!
به سوى خداى مهربان توبه مىكنم و بازگشتم به سوى اوست.
به سوى تو بازگشتم از وضعيتى كه در آن قرار داشتم
و در آن با هر شيوا گويى مىجنگم.
[١]. كفاية الأثر: ص ٢٩٦، بحار الأنوار: ج ٤٦ ص ٢٠٢.
[٢]. ابو هاشم اسماعيل بن محمّد بن يزيد بن ربيعه حِمْيَرى، معروف به« سيّد حِمَيرى» است، هرچند از بنى هاشم( سادات) نبوده است. وى شاعرى پرآوازه است و به سال ١٠٥ ق، در عمّان به دنيا آمد و در بصره زيست و در سال ١٧٣ ق، در گذشت و در جنينه بغداد، دفن گرديد. درگذشت وى در زمان حكمرانى هارون الرشيد، روى داد. او سراينده قصيده معروف« عَينيّه» است و چنان كه در الأغانى( ج ٧ ص ٢٦٧) آمده، يكى از سه شاعرى است كه برترين شاعران دانسته شدهاند.
وى مىگويد: در نوجوانى مىشنيدم كه پدر و مادرم به امير مؤمنان عليه السلام، توهين مىكنند. از اين رو، من از خانه خارج مىشدم و گرسنه مىماندم و اين گرسنگى را به برگشتن نزد آن دو، ترجيح مىدادم. من شبها در مساجد، گرسنه مىخوابيدم؛ زيرا از آنها[ به سبب لعن امام على عليه السلام] نفرت داشتم و از نديدنشان لذّت مىبردم. مورّخان بر اين نكته هم داستاناند كه وى، نخست، مذهب كيسانى داشت؛ امّا پس از آن كه با امام صادق عليه السلام ديدار كرد، به مذهب شيعه گراييد. وى با امام عليه السلام مناظره كرد و دلايل محكمى از ايشان شنيد و سرانجام، حقّانيت تشيّع را پذيرفت.