نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦١٦ - ١٨٤ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است، روايت شده كه يكى از اصحاب و پيروان امير المؤمنين عليه السّلام كه او را همّام مى گفتند
بردبار و دانا و نيكو كردار و پرهيزكارند، ترس (از خدا) اندامشان را لاغر كرده مانند باريكى تيرها كه تراشيده ميشود، بيننده مىپندارد كه آنها بيمارند در صورتيكه بيمارى ندارند (بلكه از بيم عذاب لاغر شدهاند) و (چون سخنانى كه بآنها پى نمىبرد از ايشان مىشنود) مىگويد پرت و ديوانهاند در صورتيكه ديوانه نيستند بلكه امر بزرگى (انديشه قيامت) با ايشان آميخته شده است، (١١) از كردار اندكشان خوشنود نمىشوند، و بسيار را بسيار نمىدانند، پس خود را (به گمان تقصير در طاعت) متّهم سازند، و از كردار خويش هراسانند (كه مبادا پسنديده نباشد) (١٢) هرگاه يكى از آنان را (به كردار نيكو) بستانيد از آنچه در باره او گفته شده مىترسد و مىگويد: من از ديگرى بخود داناترم، و پروردگارم بمن داناتر از من است. بار خدايا آنچه مىگويند (كه موجب خودپسندى است) بر من مگير، و مرا برتر آنچه مىپندارند بگردان، و گناهان مرا كه نمىدانند ببخش.
فَمِنْ عَلَامَةِ أَحَدِهِمْ أَنَّكَ تَرَى لَهُ قُوَّةً فِي دِينٍ وَ حَزْماً فِي لِينٍ وَ إِيمَاناً فِي يَقِينٍ وَ حِرْصاً فِي عِلْمٍ وَ عِلْماً فِي حِلْمٍ وَ قَصْداً فِي غِنًى وَ خُشُوعاً فِي عِبَادَةٍ وَ تَجَمُّلًا فِي فَاقَةٍ وَ صَبْراً فِي شِدَّةٍ وَ طَلَباً فِي حَلَالٍ وَ نَشَاطاً فِي هُدًى وَ تَحَرُّجاً عَنْ طَمَعٍ يَعْمَلُ الْأَعْمَالَ الصَّالِحَةَ وَ هُوَ عَلَى وَجَلٍ يُمْسِي وَ هَمُّهُ الشُّكْرُ وَ يُصْبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّكْرُ يَبِيتُ حَذِراً وَ يُصْبِحُ فَرِحاً حَذِراً لِمَا حَذِرَ مِنَ الْغَفْلَةِ وَ فَرِحاً بِمَا أَصَابَ مِنَ الْفَضْلِ وَ الرَّحْمَةِ إِنِ اسْتَصْعَبَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فِيمَا تَكْرَهُ لَمْ يُعْطِهَا سُؤْلَهَا فِيمَا تُحِبُّ قُرَّةُ عَيْنِهِ فِيمَا لَا يَزُولُ وَ زَهَادَتُهُ فِيمَا لَا يَبْقَى يَمْزُجُ الْحِلْمَ بِالْعِلْمِ