نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٥٧٦ - ١٧٥ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در اندرز بمردم و فضائل قرآن كريم كه آنرا در اوائل خلافت خود فرموده)
فَإِنَّ جَمَاعَةً فِيمَا تَكْرَهُونَ مِنَ الْحَقِّ خَيْرٌ مِنْ فُرْقَةٍ فِيمَا تُحِبُّونَ مِنَ الْبَاطِلِ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يُعْطِ أَحَداً بِفُرْقَةٍ خَيْراً مِمَّنْ مَضَى وَ لَا مِمَّنْ بَقَي يَا أَيُّهَا النَّاسُ طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ وَ طُوبَى لِمَنْ لَزِمَ بَيْتَهُ وَ أَكَلَ قُوتَهُ وَ اشْتَغَلَ بِطَاعَةِ رَبِّهِ وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ فَكَانَ مِنْ نَفْسِهِ فِي شُغْلٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِي رَاحَةٍ .
(٢٤) آگاه باشيد ظلم بر سه قسم است: ظلمى كه آمرزيده نمىشود، و ظلمى كه باز خواست ميشود، و ظلمى كه آمرزيده شده باز خواست نمىشود، امّا ظلمى كه آمرزيده نمىشود شرك بخدا است، خداوند سبحان (در قرآن كريم س ٤ ى ٤٨) مىفرمايد: إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ^ يعنى خدا نمىآمرزد كسيرا كه باو شرك آورد، و امّا ظلمى كه آمرزيده ميشود ظلم بنده است بر نفس خود در بجا آوردن برخى گناهان كوچك (در صورتيكه اصرار بر آن نداشته باشد، زيرا اجتناب و دورى از كبائر و گناهان بزرگ كفّاره ايست كه گناه كوچك را پوشانده جلوه نمىدهد) و امّا ظلمى كه باز خواست ميشود ظلم بنده است بنده ديگر را، (٢٥) قصاص و تلافى در آخرت سخت و دشوار است، و قصاص در آنجا با زخم كاردها و زدن تازيانهها نيست، ولى قصاصى است كه زخم و تازيانه نزد آن كوچك شمرده ميشود (از اين بيان فهميده ميشود آنانكه بآل محمّد، عليهم السّلام، ظلم نمودهاند بسختى باز خواست شده بعذاب گرفتار خواهند شد) (٢٦) پس از دو رنگى و دو روئى در دين خدا بپرهيزيد (اين جمله اشاره است به گروهى كه در بيعت نمودن با آن حضرت متوقّف بودند، و آنان كه بيعت را شكستند) زيرا اجتماع (دست بدست دادن و يكى شدن) در آنچه حقّ است و آنرا ميل نداريد بهتر است از تفرقه و جدائى در آنچه