نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٤٣٢ - ١٤٢ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در مذمّت مال دارى كه مالش را بيجا صرف ميكند)
مَا دَامَ مُنْعِماً عَلَيْهِمْ مَا أَجْوَدَ يَدَهُ وَ هُوَ عَنْ ذَاتِ اللَّهِ بِخَيْلٌ فَمَنْ أَتَاهُ اللَّهُ مَالاً فَلْيَصِلْ بِهِ الْقَرَابَةَ وَ لْيُحْسِنْ مِنْهُ الضِّيَافَةَ وَ لْيَفُكَّ بِهِ الْأَسِيرَ وَ الْعَانِي وَ لْيُعْطِ مِنْهُ الْفَقِيرَ وَ الْغَارِمَ وَ لْيَصْبِرْ نَفْسَهُ عَلَى الْحُقُوقِ وَ النَّوَائِبِ ابْتِغَاءَ الثَّوَابِ فَإِنَّ فَوْزاً بِهَذِهِ الْخِصَالِ شَرَفُ مَكَارِمِ الدُّنْيَا وَ دَرْكُ فَضَائِلِ الْآخِرَةِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
١٤٢ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در مذمّت مال دارى كه مالش را بيجا صرف ميكند):
(١) براى كسيكه در غير راه حقّ احسان كند و بغير مستحقّ ببخشد از آنچه بخشيده حظّ و بهرهاى نيست مگر تمجيد و ستودن مردم فرومايه و بد كار و گفتار نادانان در باره او مادامى كه بايشان بخشش مىنمايد، چه بسيار جواد و بخشنده است و حال آنكه (در حقيقت جودى نكرده، بلكه مال خود را تلف و اسراف نموده، و) در راه خدا بخل ورزيده است (و مالش را بيجا و در غير رضاى حقّ صرف كرده و چنين شخصى از ياران شيطان است، چنانكه در شرح سخن صد و بيست و ششم باين نكته اشاره شد) (٢) پس بكسيكه خداوند ثروتى عطاء فرموده، بايد با آن مال خويشان را كمك و يارى كند، و از آن مال (آشنايان را) مهمانى شايسته نمايد (بهر كس مناسب حال خودش) و با اسير و گرفتار را رهائى بخشد، و از آن به درويش و وام دار عطاء كند، و بايد شكيبائى ورزد بر اداى حقوق (واجبه مانند زكوة و مستحبّه مانند صدقات) و دفع حوادث و پيش آمدها، و اينها را براى بدست آوردن ثواب و پاداش الهى بنمايد (نه از روى رياء و خود نمائى) (٣) پس پيروزمند شدن باين بخششها (كه بيان شد) در دنيا باعث بزرگ شدن و خوشنام بودن و نيكى، و در آخرت وسيله رسيدن بدرجات عاليه است، اگر خدا بخواهد.