اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٣٩ - فلسفه چیست؟
محتاج به ثبوت قبلی آن موضوع میباشد ١.
یک سلسله بحثهای برهانی که غرض و آرمان نامبرده را تأمین نماید و نتیجه آنها اثبات وجود حقیقی اشیاء و تشخیص علل و اسباب وجود آنها و چگونگی و مرتبه وجود آنها میباشد «فلسفه» نامیده میشود.
علوم دیگر ٢ روش بحث و نتیجه کاوش آنها این گونه نیست و در هر یک از آنها
همین امر سبب انحراف بعضی از آنان شده و آنها را تا سرحد ایده آلیسمidealism )سفسطه) کشانیده که یکباره جمیع مفاهیم را صرفاً مصنوع ذهن دانستهاند و بعضی دیگر احیاناً مسلک شک (scepticism( را اختیار کردهاند. در فلسفه اسلامی نیز عنایت خاصی نسبت به این مطلب مبذول شده و تحقیقات سودمندی برای تفکیک اعتباریات از حقایق به عمل آمده است. شرح و تفصیل نقادیهای دانشمندان اروپا و تحقیقات دانشمندان اسلامی را به مقاله پنجم که مخصوص آن مطلب است موکول میکنیم.
[١]. خلاصه آنکه ما از دو جهت نیازمند به فلسفه میباشیم؛ یکی از نظر کاوش غریزی و اینکه بشر طبعاً علاقهمند است حقایق را از اوهام، و امور واقعیتدار را از امور بی واقعیت تمیز دهد، و دیگر از راه نیازمندی علوم به فلسفه، زیرا چنانکه گفته خواهد شد هر یک از علوم اعم از طبیعی یا ریاضی خواه با اسلوب تجربی پیش برود و خواه با اسلوب برهان و قیاس، شئ معینی را که اصطلاحاً موضوع آن علم نامیده میشود موجود و واقعیتدار فرض میکند و به بحث از آثار و حالات آن میپردازد، و واضح است که ثبوت یک حالت و داشتن یک اثر برای چیزی وقتی ممکن است که خود آن چیز موجود باشد، پس اگر بخواهیم مطمئن شویم چنین حالت و آثاری برای آن شئ هست باید قبلًا از وجود خود آن شئ مطمئن شویم و این اطمینان را فقط «فلسفه» میتواند به ما بدهد.
[٢]. مقصود بیان فرق فلسفه و علوم دیگر است. این مطلب شایسته دقت است، مخصوصاً از آن جهت که لفظ «فلسفه» اخیراً در موارد زیادی به کار برده شده و نتیجتاً دارای معنای ابهام آمیزی شده است به طوری که هر کسی از لفظ «فلسفه» پیش خود معنایی میفهمد تا جایی که بعضی گمان میکنند فلسفه یعنی اظهار نظرهای آمیخته با بهت و تحیر درباره جهان، و برخی کار را به جایی کشانیدهاند که خیال میکنند فلسفه یعنی پراکندهگویی و احیاناً تناقض گویی، و برخی بین مسائل فلسفی و مسائلی که در