مونس جان - حسین انصاریان - الصفحة ٣٣

الهى، اى آفرينند بشر، اى خالق بحر و بر، اى رفيق ساعت سحر، اى صاحب نظر، اى رويند گياه از خاك تر، اى حاكم قضا و قدر، اى زخم هجرانم را وصال تو نيشتر، اى تمام هستى و آفرينش از تو كمتين اثر، اى وجود دلدادگانت را بهره و ثمر، اى عشقت به خزانه دل گهر، اى از همه چيز بر تر، اى از تمام هستى بالاتر و والاتر، دست اين افتاده را بگير در دنيا و محشر، كه آه و صد آه از شرم گناه خاكم به سر، نظرى بر اين بند بى بار و بر، از اين روسياه عاصى در گذر، اى پديد آورند شمس و قمر، اى رويند شجر، ا ى دهند صبرو ظفر