مونس جان - حسین انصاریان - الصفحة ٥٨

الهى، از پيشگاهت نمى روم، جز به سويت نمى دوم، بارى جز منتت نمى برم، غير از كرمت توشه نمى گيرم، از غير رحمت و رافتت بهره بر نميدارم، پروانه سان به دور شمع لطفت مى چرخم، شايد از احسانت خوشه بچينم، فقير و مسكين و مستمندم، ناتوان وعجز و درد مندم، سياه روز و تيره بختم، از دست شده ام، از پا افتاده ام، لطفى كه بيچاره ام، در چاه حيرتم، گرفتار ذلتم، وامانده از حركتم، كسى جز تو نخواهم، آرزويى جز تو ندارم.