ادب و آداب زائر - حسین انصاریان - الصفحة ٦٥ - ٢٢ پندپذيري
واقعي کشانيد و او را تبديل به يکي از اولياي خدا کرد.
فضيل عياض که مردي راهزن، دزد و مجرم بود، با پند و اندرز به مقام والاي انسانيت و اوج عرفان عملي رسيد.
سديدالدين حمصي، نخود فروشي از اهل ري بود که در اثر گوش شنوا داشتن در سن پنجاه سالگي به مدرسة علوم اسلامي رفت و تبديل به عالمي فرهيخته، و فقيهي بزرگ، و نويسندهاي توانا گرديد.
و بالاخره سکاکي که چاقوسازي بيسواد، غريب و ناشناخته بود، به اديبي بزرگ، و لغتشناسي کمنظير تبديل شد.
«پندپذيري»، کافر را مسلمان، مشرک را مؤمن، بيخبر را آگاه، جاهل را عالم، متوقف را متحرک، مجرم را توبه کار و بيهنر را هنرمند مينمايد.
حضرت جواد الائمه (عليه السلام) در روايتي بسيار مهم ميفرمايد:
«المُؤْمِنُ يَحْتاجُ إلي تَوْفِيقٍ مِنَ اللهِ، وَواعِظٍ مِن نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ»؛ [١]
«مؤمن به توفيقي از جانب خدا، و پند دهندهاي از درونش، و پذيرش پند و نصيحت از کسي که او را پند ميدهد، نيازمند است».
[١] جامع احاديث الشيعه، ج٢٠، ص١٩٥.