ادب و آداب زائر
(١)
مواقف کريمه
٩ ص
(٢)
محيط امن و امان
١٦ ص
(٣)
1 هزينة سفر
١٩ ص
(٤)
2 نيت
٢٣ ص
(٥)
3 توبة واقعي
٢٥ ص
(٦)
4 وصيت
٢٨ ص
(٧)
5 سخاوت
٢٩ ص
(٨)
6 رهايي از هر قيد و بند
٣١ ص
(٩)
7 خوشرفتاري با همراهان
٣٣ ص
(١٠)
8 شيوة برخورد با زائران مختلف
٣٦ ص
(١١)
9 جدّي بودن براي رفتن به سفر
٣٨ ص
(١٢)
10 ياري به افراد کمتوان
٤٠ ص
(١٣)
11 گرامي داشتن ديگران و اکرام به آنان
٤٢ ص
(١٤)
12 نصيحت و خيرخواهي نسبت به همسفران
٤٤ ص
(١٥)
13 پرهيز از عبوسي و ترشرويي
٤٦ ص
(١٦)
14 انتقادپذيري
٤٨ ص
(١٧)
15 کوشش براي يافتن دوستان جديد
٥٠ ص
(١٨)
16 انس با ديگران
٥١ ص
(١٩)
17 استفاده از تجارب ديگران
٥٤ ص
(٢٠)
18 بهرهگيري از يافتههاي اهل خرد
٥٤ ص
(٢١)
19 دوري از فرومايگان
٥٦ ص
(٢٢)
20 مشورت با ديگران
٥٨ ص
(٢٣)
21 گفتوگوهاي سازنده
٦٠ ص
(٢٤)
22 پندپذيري
٦٤ ص
(٢٥)
23 الگوي عملي شدن براي ديگران
٦٦ ص
(٢٦)
24 در پريشان حالي و درماندگي
٦٦ ص
(٢٧)
25 پرهيز از احترام بيمورد
٦٨ ص
(٢٨)
26 رعايت حقوق متعارف
٦٩ ص
(٢٩)
27 تماس با بستگان نزديک
٧١ ص
(٣٠)
28 رعايت مسائل اخلاقي
٧٢ ص
(٣١)
29 گريز از مواضع تهمت
٧٥ ص
(٣٢)
30 احترام به نظر صاحب نظران
٧٧ ص
(٣٣)
31 عيادت از بيمار
٧٨ ص
(٣٤)
32 پرهيز از هدردادن وقت
٧٩ ص
(٣٥)
33 تشييع جنازه
٨١ ص
(٣٦)
34 شرکت در جلسات
٨١ ص
(٣٧)
35 گذشت از لغزش ديگران
٨٢ ص
(٣٨)
36 قبول عذرِ عذرخواهان
٨٣ ص
(٣٩)
37 رعايت امور لازم
٨٥ ص
(٤٠)
38 کنترل زبان از گفتار ناروا و بيهوده
٨٨ ص
(٤١)
39 حفظ چشم از نگاه به نامحرمان
٩٠ ص
(٤٢)
40 شکر و سپاس
٩٢ ص

ادب و آداب زائر - حسین انصاریان - الصفحة ٦٥ - ٢٢ پندپذيري

واقعي کشانيد و او را تبديل به يکي از اولياي خدا کرد.

فضيل عياض که مردي راهزن، دزد و مجرم بود، با پند و اندرز به مقام والاي انسانيت و اوج عرفان عملي رسيد.

سديدالدين حمصي، نخود فروشي از اهل ري بود که در اثر گوش شنوا داشتن در سن پنجاه سالگي به مدرسة علوم اسلامي رفت و تبديل به عالمي فرهيخته، و فقيهي بزرگ، و نويسنده‌اي توانا گرديد.

و بالاخره سکاکي که چاقوسازي بي‌سواد، غريب و ناشناخته بود، به اديبي بزرگ، و لغت‌شناسي کم‌نظير تبديل شد.

«پندپذيري»، کافر را مسلمان، مشرک را مؤمن، بي‌خبر را آگاه، جاهل را عالم، متوقف را متحرک، مجرم را توبه کار و بي‌هنر را هنرمند مي‌نمايد.

حضرت جواد الائمه (عليه السلام) در روايتي بسيار مهم مي‌فرمايد:

«المُؤْمِنُ يَحْتاجُ إلي تَوْفِيقٍ مِنَ اللهِ، وَواعِظٍ مِن نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ»؛ [١]

«مؤمن به توفيقي از جانب خدا، و پند دهنده‌اي از درونش، و پذيرش پند و نصيحت از کسي که او را پند مي‌دهد، نيازمند است».


[١] جامع احاديث الشيعه، ج٢٠، ص١٩٥.