درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٣٢ - ٢ تأويل
دلالت كلام مىشود و براى زدودن آن،كوشش فراوانى لازم است. [١]
از آنجايى كه فهم پارهاى از آيات قرآن،بر عموم مردم پوشيده است،ناگزير نيازمند بيان و پردهبردارى است و اين مهمّ برعهدۀ كسانى است كه صلاحيت و توانايى چنين امرى را دارند و مورد تأييد خداوند متعالاند.
٢.تأويل
تفسير و تأويل،در گذشته دو لفظ مترادف بود؛لذا طبرى در تفسير جامع البيان آن دو را به يك معنا گرفته و در موقع تفسير آيات گفته است:«القول فى تأويل الاية».در اصطلاح متأخران،«تأويل»به معناى مغاير با تفسير و شايد اخص از آن به كار رفته است.
تأويل از«اول»،به معناى بازگشت به اصل است.تأويل يك چيز؛يعنى،برگرداندن آن به مكان و مصدر اصلى خودش و تأويل لفظ متشابه؛يعنى،توجيه ظاهر آن،بهطورىكه به معناى واقعى و اصيل خودش بازگردد. [٢]
اين واژه در قرآن به سه معنا آمده است:
٢-١.توجيه ظاهر لفظ يا عمل متشابه؛بهگونهاى صحيح كه مورد قبول عقل و مطابق با نقل باشد. [٣]
٢-٢.تعبير خواب؛تأويل به اين معنا،هشت بار در سوره يوسف آمده است.
٢-٣.فرجام و حاصل كار؛بر اين اساس تأويل يك موضوع؛يعنى،آنچه كه آن موضوع، بدان منتهى مىشود. [٤]
معناى چهارم-كه در قرآن نيامده،ولى در كلام پيشينيان هست-عبارت است از:انتزاع مفهوم عام و گسترده،از آيهاى كه در مورد خاصى نازل شده است...از تأويل به اين معنا، گاهى به«بطن»؛يعنى،معناى ثانوى و پوشيدهاى كه از ظاهر آيه به دست نمىآيد،هم تعبير شده است.در مقابل«ظهر»؛يعنى،معناى اوليهاى كه ظاهر آيه برحسب وضع و كاربرد،آن
[١] .ر ك:محمد هادى معرفت،تفسير و مفسران،ج ١،ص ١٨.
[٢] .همان،ص ٢٢ و ٢٣.
[٣] .آل عمران(٣)،آيه ٧.
[٤] .كهف(١٨)،آيه ٧٨.