درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٠٢ - يك روايات عدم جواز به صورت مطلق
انواع روايات درباره نام بردن حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف به نام خاص(م ح م د)
يك.روايات عدم جواز به صورت مطلق
روايات دسته اول را مىتوان به گروههايى چند تقسيم كرد:
١-١.نام بردن حضرت با نام مخصوص برابر با كفر است:
محمد بن يعقوب كلينى در كافى با ذكر سند از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است:«صاحب هذا الامر لا يسمّيه باسمه الاّ كافر»؛ [١]«صاحب اين امر كسى است كه جز كافر،نام او را به اسم خودش نبرد».
اين حديث را شيخ صدوق در كمال الدين و تمام النعمة [٢]و مسعودى در اثبات الوصية [٣]نقل كردهاند و اگر در منابع بعدى نيز ذكر شده،عمدتا از اين منابع است.
اين روايت صريح در حرمت است؛اگرچه عدهاى آن را حمل بر مبالغه كردهاند.برخى از شارحان كافى،دربارۀ اين حديث گفتهاند:شايد مراد از كافر در اين روايت،كسى باشد كه اوامر الهى را ترك و نواهى او را انجام مىدهد؛نه كسى كه منكر پروردگار و يا مشرك به او است.شايد اين مختص به زمان تقيه باشد؛چرا كه روايات فراوانى،به نام آن حضرت تصريح كرده است. [٤]
برخى ديگر از شارحان،همچنان بر استفادۀ حرمت،از اينگونه روايات پافشارى كردهاند. [٥]
١-٢.نام بردن ايشان جايز نيست؛همانگونه كه ولادت ايشان،مخفى است:
صدوق رحمه اللّه در كمال الدين و تمام النعمه از امام كاظم عليه السّلام نقل كرده است:«...ذلك ابن
[١] .شيخ كلينى،كافى،ج ١،ص ٣٣٣،ح ٤.
[٢] .كمال الدين و تمام النعمة،ج ٢،ص ٦٤٨،ح ١.
[٣] .اثبات الوصية،ص ٢٨٠.
[٤] .ر.ك:مولى صالح مازندرانى،شرح اصول كافى،ج ٦،ص ٢٢٤.
[٥] .ر.ك:محمد باقر مجلسى،مرآة العقول،ج ٤،صص ١٨-١٦.