درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٩٥ - پاسخ به برخى پرسشها و شبهات
تاريخ نظاير آن را در فرزندان«پادشاهان»و«دولتمردان»به خاطر پارهاى از مصالح حياتى تأييد مىكند....همانگونه كه اين امر درباره عدهاى از پادشاهان«ايران»،«روم»و«هند» نقل شده است.
تمام تاريخنويسان اسلامى و غيراسلامى،نقل كردهاند كه ولادت«ابراهيم خليل»از ترس كشته شدن به دست پادشاه زمانش،بهگونهاى بود كه احدى از خويشان او بر آن آگاهى نيافت.ولادت«موسى بن عمران»نيز از ترس كشته شدن به دست«فرعون»،پنهانى انجام گرفت و قرآن به صراحت بيان مىكند كه«مادر موسى»،او را در ميان صندوقى نهاده،به ميان دريا انداخت.او از طريق وحى اطمينان يافته بود فرزندش سالم خواهد ماند و اين كار را به جهت حفظ مصالح موسى انجام داد.
با توجّه به اين مطالب آيا مىتوان امكان پنهان ماندن ولادت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف را از خويشاوندان و دوستان،انكار كرد و اين كار را خلاف عقل و عادت دانست؟!حال اينكه عوامل پنهان كردن ولادت او،به مراتب بيشتر از عوامل پنهان شدن ولادت افراد ياد شده بوده است.
اما اينكه هيچكس از وجود پسرى براى«حسن بن على»خبر نداده،مطلبى بسيار نادرست و مخالف با واقع است؛بلكه اطمينان به وجود فرزندى به نام مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف براى«حسن بن على»بيشتر از اطمينانى است كه دربارۀ وجود ساير فرزندان افراد از راههاى متعارف حاصل مىگردد.
شبهه دوم:«جعفر بن على»تولد فرزندى براى برادرش را به شدت انكار كرد و به همين جهت پس از مرگ وى،اموالش را تصاحب نمود...و ريختن خون كسانى را كه ادعاى پسرى براى برادرش مىكردند،جايز شمرد!
پاسخ:اين انتقاد نيز از چند جهت مردود است:
استدلال به عمل يك شخص،در صورتى صحيح و پذيرفتنى است كه آن شخص از خطا و اشتباه به دور باشد و هرگز گناهى از او سر نزند.همگان در اين امر اتفاق دارند كه«جعفر بن على»اين مقام را نداشت و وجود او به عنوان فرزند امام عليه السّلام،اين مقام(عصمت از گناه)را براى او ممكن نمىكرد.در گذشته نيز افراد فراوانى،فرزند پيامبران و صالحان بودهاند؛اما گناهان بزرگى مرتكب شدهاند!!