مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦ - ٦- چارهجوئى در برابر حوادث پيشبينى نشده
خلاصه اينكه، در اين گونه حوادث و لحظات بايد روح سكينه و وقار و آرامش بر «مدير» و «فرمانده» حاكم باشد، و ملازم اصول تقوى گردد، و فارغ از تعصّب و نخوت جاهليّت به راه خود ادامه دهد و اگر نيازى به ارزيابى مجدّد از كار خود، و درستى و نادرستى عملكردها دارد، از اين كار باك نداشته باشد.
٣- مدير و فرمانده، بايد «قاطعيّت و شجاعت» را در تصميم گيرى در اين موارد از دست ندهد، و گرفتار «ترديد و تزلزل» نشود، كه اگر شود رشته كار بكلّى از دست او بيرون مىرود، و به جاى اين كه او بر حادثه مسلّط شود، حادثه بر او مسلّط مىگردد.
٤- بايد مدير، قبل از هر اقدام ديگر به اين فكر باشد كه حادثه را مهار كند، و از گسترش آن مانع گردد؛ درست همان كارى كه مأموران آتش نشانى انجام مىدهند، قبل از هر چيز آتش را مهار كرده، اطراف آن را مىبندند تا توسعه نيابد، سپس به خاموش كردن آن مىپردازند.
٥- دراين گونه مواقع بسيار مىشود كه ايستادن در مقابل موج حادثه انسان را در هم مىشكند، كمى بايد همراه موج حركت كرد، و سپس بر موج سوار شد و آن را مهار نمود و اين كارى است «بسيار ظريف و دقيق» كه بايد با هوشيارى كامل عمل شود.
٦- در اين موارد گاهى «دقيقهها» و «لحظهها» سرنوشت ساز است، و در يك لحظه، ممكن است همه چيز دگرگون گردد؛ مدير و فرمانده، بايد بدون فوت وقت، و با نهايت چابكى، در عين خونسردى دست به كار علاج واقعه گردد، و حتّى لحظهها را نيز از دست ندهد.
٧- يك مدير و فرمانده مسلمان و با ايمان، بايد در اين گونه مواقع به درون جان خود باز گردد، و با خداى خود راز و نياز كند، از لطف و رحمت او كمك گيرد، خود را به او بسپارد، واز ساحت مقدّسش بخواهد كه او را از لغزشها باز دارد، و لحظهاى او را به خودش وا نگذارد؛ همانگونه كه امام صادق عليه السلام مىفرمود: