مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥ - حكومت اسلامى اهرمى براى وصول به چهار هدف بزرگ
به حدّ اعلاى بازدهى بيشتر و بهتر آن تشكيلات در زمان كوتاهتر و با «ضايعات كمتر» است؛ و فىالمثل هدف از مديريّت صحيح يك كارخانه نخ ريسى تهيّه محصول مرغوبتر و بيشتر و ارزانتر با هزينه و ضايعات كمتر است؛ و يا فرماندهى صحيح يك گردان، انجام كامل مأموريّت جنگى خاصّى است كه به او واگذار شده است با كيفيّت عالى و ضايعات كمتر.
ولى با اين همه، از ديدگاه يك فرد مسلمان، هيچ گاه اين «فرماندهى» و آن «مديريّت» نمىتواند از اهداف كلّى الهى و انسانى اصل مذهب و سپس تشكيل حكومت، جدا باشد؛ بلكه، بايد جهت گيرى تمام اهداف جزئى به سوى آن اهداف كلّى والا باشد، نه در جهت مخالف، و نه بىتفاوت نسبت به آنها و همين است كه مسأله مديريت و فرماندهى را در اسلام، از مديريّت مادّى شرق و غرب، جدا مىسازد؛ و پايهها و بدنه و ابزار آن را به صِبغه و شكل ويژه خود درمىآورد. (صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً). [١]
مهم اين است كه در حكومت اسلامى، همه معيارها، مخصوصاً «معيار مديريّت»، معيار اسلامى باشد و از كتاب و سنّت مايه گيرد، تا اين حقيقت آشكار گردد كه كاربرد اين معيارها براى حلّ مشكلات اجتماعى و سياسى و فرهنگى و اقتصادى و نظامى به مراتب بر معيارهاى شناخته شده شرق و غرب برترى دارد.
اگر خداى ناكرده بر اثر سهل انگاريها، و عدم رعايت موازين اسلامى، مديريّتها به بنبست و ناكامى كشد؛ بيم اين مىرود كه ناآگاهان، يا دشمنان قسم خورده، آن را به حساب ضعف مبانى مديريّت در اسلام بگذارند و مكتب از اين رهگذر صدمه ببيند و اين مصيبتى است بزرگ و ضايعهاى جبران ناپذير!
[١]- سوره بقره، آيه ١٣٨.