مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣ - حكومت اسلامى اهرمى براى وصول به چهار هدف بزرگ
اگر برنامههاى مدارس، و تعليمات دانشگاهها، و تغذيه فكرى مردم از طريق وسائل ارتباط جمعى، در دست نيروهاى مؤمن و پاك و آگاه نباشد، چگونه مىتوان اهداف تربيتى انسانى انبياء را پياده كرد و گامى در طريق تهذيب نفوس برداشت!
اگر اين ابتكار عمل در مسائل تربيتى و فرهنگى، در دست شياطين و اهريمنان باشد، از نيروهاى مؤمن و الهى كارى ساخته نيست؛ و براى به دست گرفتن ابتكار عمل در اين قسمت، راهى جز استفاده از برنامهريزى يك «حكومت الهى» نخواهد بود.
اقامه قسط و عدل، آن هم به صورت خود جوش و برخاسته از عمق جامعه، هدف مهمّ ديگرى است كه در قرآن به عنوان هدف عمومى بعثت انبياء مطرح شده است:
«لَقَدْ أَرْسَلَنا رُسُلَنا بِالبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ...؛ ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حق از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند ...» [١]
انجام اين هدف جز از طريق تشكيل حكومت ممكن نيست!
آيا زورگويان جهان و قدرتهاى اهريمنى را- كه تنها منافع خود را به رسميّت مىشناسند- جز با قدرت حكومت، مىتوان بر سر جاى خود نشاند، و دست آنها را از گلوى مستضعفان كوتاه كرد.
آيا آنها براى دلائل منطقى دانشمندان و نصيحت مشفقان و ارزشهاى انسانى، كمترين ارزشى قائلند تا از اين طريق با آنها تفاهم شود!
آيا بايد نشست و تماشاگر سيرى ظالم و گرسنگى مظلوم بود، و رسالت و تعهّد خود را در برابر «كِظَّةِ ظالِمٍ» و «سَغَبِ مَظْلُومٍ» تنها با پند و اندرز انجام داد! [٢]
[١]- سوره حديد، آيه ٢٥.
[٢]- اشاره به اين است كه دانشمندان اجتماع نبايد در برابر گرسنگى مظلومان و شكمخوار ستمكاران خاموش بنشينند. على عليه السلام به خاطر همين تعهّد و رسالت بود كه در آن شرايط دشوار، مسؤوليّت حكومت را پذيرفت و فرمود:
«... وَ ما أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَماءِ أَلَّا يُقارُّوا عَلى كِظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلُومٍ، لَأَلْقَيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها ...؛
و اگر نبود عهد و مسؤوليّتى كه خداوند از علماء و دانشمندان (بر جامعه) گرفته كه در برابر شكمخوارى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان سكوت نكنند، من مهار شتر خلافت را بر پشتش مىافكندم! (نهج البلاغه- خطبه سوّم).