مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - ٨- سعه صدر
در سخنان تاريخى خود امام حسين عليه السلام كه در مقابل امير مدينه به نام «وليد» آن مزدور ننگين بنى اميّه، بيان كرد چنين آمده است:
«إِنَّا أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ، وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ ...؛ ما خاندان نبوّتيم، و معدن رسالت، و محلّ رفت و آمد فرشتگان، ...» [١]
اين معنى را با وضوح بيشتر در فرمان مالك اشتر مىخوانيم؛ آنگاه كه درباره شرايط «فرماندهان» سخن مىگويد.
مىفرمايد:
«ثُمَّ الْصَقْ بِذَوِى الْمُرُوءاتِ وَالْأَحْسابِ وَأَهْلِ الْبُيُوتاتِ الصَّالِحَةِ وَالسَّوابِقِ الْحَسَنَةِ؛
سپس به سراغ كسانى برو كه از خانوادههاى اصيل، نجيب، با شخصيّت، مؤمن، صالح و خوش سابقهاند!» [٢]
حتّى در روايات اسلامى طرز تغذيه مادر و شير او را در تشكيل هسته بندى شخصيّت كودك مؤثّر شمرده شده است.
به هر حال، تا آنجا كه ممكن است بايد مديران و فرماندهان را از خانوادههائى برگزيد كه از وراثت صالحهاى بهرهمندند.
٨- سعه صدر
«مديريّت» مانند «فرماندهى» كار پيچيدهاى است، و مىدانيم هر قدر كارى پيچيدهتر باشد مشكلات آن افزونتر، و آفاتش بيشتر است؛ به همين دليل، مديران و فرماندهان، بايد داراى اعصابى قوى، حوصله زياد، و ظرفيّت كافى در روياروئى با مشكلات باشند.
[١]- «مقتل الحسين»، عبدالرّزّاق مُقَرَّم.
[٢]- نهج البلاغه، فرمان ٥٣.