مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧ - ٨- سعه صدر
حديث معروف
آلَةُ الرِّياسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ؛
وسيله رياست، سعه صدر و گشادگى فكر است!» [١] را غالباً شنيدهايم.
نكته قابل توجّه اين كه: در بسيارى از روايات اسلامى «علم» و «حلم» در كنار هم به عنوان دو عامل موفّقيّت و پيروزى بيان شده، و «حلم» چيزى جز «ظرفيّت و سعه صدر» نيست.
در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىخوانيم:
«ما جُمِعَ شَىءٌ افْضَل مِنْ حِلْمٍ الى عِلْمٍ؛
هرگز دو چيز در كنار هم قرار نگرفته كه بهتر از «حلم» در كنار «علم» بوده باشد!» [٢]
و در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «كَفى بِالْحِلْمِ ناصِراً؛ حلم براى ياورى انسان كافى است.» [٣]
اهمّيّت اين صفت ويژه را- مانند هر صفت ديگر- از نقطه مقابل آن مىتوان شناخت؛ نقطه مقابل سعه صدر و حلم، همان «تنگ نظرى»، «دستپاچگى»، «سختگيرى» و «كينه توزى» است كه اثرات فوق العاده منفى آنها در امر مديريّت و فرماندهى براى احدى پوشيده نيست.
ظرفيّت وسعه صدر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و امامان معصوم عليهم السلام به راستى براى همه دست اندركاران مديريّت و فرماندهى يك سرمشق بزرگ است.
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در ميدان احُد سخت مجروح شده و از پيشانى و دندان مباركش خون مىريزد، مالكيّت اعصاب خود را از دست نداده و براى امّت نادان دعاى هدايت مىكند و مىفرمايد:
«اللَّهُمَّ اهْدِ قَوْمى فَإِنَّهُمْ لايَعْلَمُونَ»
[١]- نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ١٧٦.
[٢] سفينة البحار، ج ١، صفحه ٣٠٠، مادّه حلم.
[٣] سفينة البحار، ج ١، صفحه ٣٠٠، مادّه حلم.