مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١ - ١- ايمان به هدف
و با توجّه به اين كه مديريّت و فرماندهى به خاطر برنامههاى پيچيده عصر ما نسبت به گذشته تفاوت بسيار پيدا كرده، ناچار براى گزينش مديرها و فرماندهان بايد يك سلسله اصول كلّى مشترك را در نظر گرفت كه در قرآن به آن اشاره شده، و يك سلسله شرايط ويژه كه متناسب با همان بخش مديريّت و فرماندهى است، كه بايد به آن افزوده شود.
ناگفته پيداست كه براى مديريّت امور مالى بيش از هر چيز «امانت» و «علم و آگاهى» لازم است.
٣- در داستان موسى و شعيب به هنگامى كه يكى از دختران شعيب پيشنهاد انتخاب موسى را براى سرپرستى اموال خانواده شعيب و چوپانى گوسفندان مىدهد، روى «قوّت» و «امانت» او تكيه مىكند و مىگويد:
«يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِىُّ الْأَمينُ؛ پدرم! او را استخدام كن؛ زيرا بهترين كسى را كه مىتوانى استخدام كنى آن كس است كه قوى و امين باشد (و او همين مرد است)!» [١]
اين معيارها به طور سربسته و فشرده در سورههاى مختلف قرآنى آمده است؛ و به خواست خدا با استفاده از آنها، شرح لازم بعداً مطرح خواهد شد.
چهارده شرط عمده
عمدهترين شرايط و صفات مشترك مديران و فرماندهان عبارت است از:
١- ايمان به هدف
قبل از هر چيز بايد به اين نكته توجّه داشت كه ما در چهار چوبه يك نظام مكتبى بحث مىكنيم، و طبعاً «ايمان به هدف» در اينجا مفهوم ايمان به مكتب و مبانى مكتبى
[١]- سوره قصص، آيه ٢٦.