مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥ - ٢ و ٣- «علم» و «قدرت»
چرا از قبائل معروف، و بزرگزادگان بنى اسرائيل و ثروتمندان مشهور يكى را انتخاب نكردى؟! شايستهتر از طالوت بسيارند!
اشموئيل در يك پاسخ كوتاه، معيار گزينش او را چنين بيان كرد:
«إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَزادَهُ بَسْطَةً فِى الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ؛ اين يك گزينش الهى است، خداوند او را بر شما برگزيده و بر علم و قدرت جسمانى او افزوده». [١]
اشاره به اين كه علم و قدرت اكتسابى او با امدادهاى الهى افزايش يافته و در او موهبت و اكتساب به هم آميخته است.
اين پاسخ محكم، ناآگاهان بنى اسرائيل را بيدار كرد و به آنها نشان داد كه در معيارهاى گزينش فرمانده، سخت در اشتباهند؛ شخصيّت نياكان، شهر و قبيله، ثروت و امكانات مادّى، هرگز رمز پيروزى در ميدان نبرد نيست؛ و در مسأله گزينش فرمانده يا مدير نمىتواند نقش اصلى داشته باشد. مهم «علم» و «قدرت» يا «دانائى» و «توانائى» است.
البتّه ذكر اين نكته لازم است كه، منظور از آگاهى و علم در اينجا آن نوع علم و آگاهى است كه با گردش كار مدير و فرمانده پيوند دارد، و در حوزه مأموريّت او اثر مىگذارد.
بسيار است تشكيلاتى كه مديران آنها به خاطر حاكميّت روابط شخصى و خصوصى، اين دو ضابطه سرنوشت ساز را به دست فراموشى سپرده، و از هم متلاشى شدهاند.
مدير ناآگاه يا ناتوان تشكيلات خود را به ورشكستگى و سقوط مىكشاند و چنين فرماندهى در ميدان نبرد نيز سرنوشتى جز شكست ندارد.
امام صادق عليه السلام در اين زمينه چنين مىفرمايد:
[١] سوره بقره آيه ١٤٧