مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣ - ٦- حُسن سابقه
«إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا بِصِدْقِ الْحَديثِ وَأَداءِ الْأَمانَةِ مؤدَّاةً إِلَى البَرِّ وَالْفاجِرِ؛
خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد مگر اين كه راستگوئى و اداى امانت به نيكوكار و بدكار، در برنامه تعليمات او بود.» [١]
به اين ترتيب اين دو اصل از اصول اساسى دعوت انبياء و همه مذاهب آسمانى بوده است.
٣- در حديث ديگرى از بعضى از ياران آن حضرت عليه السلام مىخوانيم كه:
«ما وَدَّعَناقَطُّ إِلَّا أَوْصانا بِخَصْلَتَيْنِ: عَلَيْكُمْ بِصِدْقِ الْحَديثِ وَأَداءِ الْأَمانَةِ إِلَى البَرِّ والْفاجِرِ؛
امام عليه السلام هرگز از ما خداحافظى نكرد مگر اين كه دو موضوع را سفارش فرمود: صداقت و اداء امانت، به نيكوكار و بدكار!» [٢]
جائى كه رعايت اين دو اصل براى عموم مردم ضرورى است، در مورد مديران و فرماندهان از اهمّيّت و اولويّت ويژهاى برخوردار خواهد بود.
٦- حُسن سابقه
اين شرط مهم را كه امروز از سوى همه مجامع و محافل جهانى و مؤسّسات مختلف به رسميّت شناخته شده، امير مؤمنان على عليه السلام در چهارده قرن پيش، با صراحت تمام در فرمان تاريخى «مالك اشتر» بيان فرموده است؛ آنجا كه «مالك» را مخاطب ساخته مىگويد:
«إِنَّ شَرَّ وُزَرائِكَ مَنْ كانَ لِلْأَشْرارِ قَبْلَكَ وَزيراً، وَمَنْ شَرِكَهُمْ فى الأثامِ، فَلايَكُونَنَّ لَكَ بِطانَةً، فَإِنَّهُمْ أَعْوانُ الْأَثَمَةِ، وَإِخْوانُ الظَّلَمَةِ، وَأَنْتَ واجِدٌ
[١] «سفينة البحار» جلد ١، مادّه «امن»، صفحه ٤١.
[٢] همان مدرك