مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦ - اين نكات در رابطه با جنگ احزاب قابل توجّه است
عظيمى در بالا بردن موقعيّت آنها داشت؛ به ويژه كه دشمنان نقطه مقابل آن بودند؛ و همين امر كار ديپلوماسى اسلام را كه افرادشان مورد اعتماد شديد هم بودند، در اساس بسيار آسان مىساخت؛ و بى جهت نيست كه در از هم پاشيدن نيروى احزاب و پراكنده نمودن يكپارچگى صفوف آن، به آسانى پيروز شدند.
٨- براى قريش در پايان اين جنگ كاملًا روشن شد كه كوشششان براى نابودى نهضت اسلام از طريق توسّل به نيروى نظامى، به پيروزى نخواهد انجاميد؛ به ويژه كه آنها در اين نبرد هم نيروهايشان را در بزرگترين لشكركشى در جزيرة العرب بسيج كرده بودند.
٩- هدف اصلى پيامبر بىنتيجه ساختن اين بسيج هولناك احزاب بود، كه پس از آن هرگز قادر به بسيج چنين نيرويى نشدند؛ و به طور جداگانه نيز از برخورد با نيروى اسلام وحشت داشتند؛ و از اين پس ابتكار عمل در همه جا به دست مسلمانان افتاد و از دست نرفت تا اسلام تمام جزيرة العرب را در بر گرفت.
١٠- «عوامل پيروزى» پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و لشگر اسلام در ميدان احزاب، علاوه بر تأييد الهى به وسيله لشگر نامرئى و باد و طوفان شديدى كه آرايش لشگر احزاب را به هم ريخت و در قرآن به آن اشاره شده، مجموعهاى بود از روشهاى نظامى، سياسى، به اضافه عامل مهمّ فرهنگى، و مديريّت تمام عيار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در اين زمينهها.
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با قبول پيشنهاد حفر خندق، عنصر تازهاى در جنگهاى عرب كه تا آن زمان وجود نداشت وارد كرد، كه در تقويت روحيّه سپاه اسلام و تضعيف روحيه سپاه كفر، بسيار مؤثّر بود. مواضع حساب شده لشگر اسلام در اطراف خندق و تاكتيكهاى نظامى مناسب، عامل مؤثّر ديگرى براى عدم نفوذ دشمن به داخل مدينه بود.
كشته شدن «عمرو بن عبدود» به دست قهرمان بزرگ اسلام، على بن ابيطالب عليه السلام و فرو ريختن پايههاى اميد لشكر احزاب با مرگ وى، عامل ديگرى محسوب مىشد.
ايمان به پروردگار و توكّل بر ذات پاك او كه بذر آن در دلهاى مسلمانان به وسيله