مديريت و فرماندهى در اسلام
(١)
به جاى پيشگفتار
٨ ص
(٢)
1- ضرورت تشكيلاتواهمّيّت مديريّت
١٣ ص
(٣)
زمينه بحث
١٤ ص
(٤)
وجود هر انسان يك نظام تشكيلاتى است
١٧ ص
(٥)
اهداف اصلى مديريّت اسلامى
٢٠ ص
(٦)
حكومت اسلامى اهرمى براى وصول به چهار هدف بزرگ
٢١ ص
(٧)
2- پيامبر اسلاممدير و فرمانده بىنظير!
٢٧ ص
(٨)
نگاهى گذرا به زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
٢٨ ص
(٩)
اختناق در مكّه و آغاز هجرت
٢٩ ص
(١٠)
مديريّت دقيق در تمام مراحل
٣٣ ص
(١١)
1- ارائه عدل اسلامى در آغاز ورود
٣٣ ص
(١٢)
2- عقد مُواخات
٣٤ ص
(١٣)
3- مسجد پايگاه عبادت و حكومت
٣٥ ص
(١٤)
4- پيمان عدم تعرّض
٣٥ ص
(١٥)
5- پرهيز از جنگ در جبهههاى مختلف
٣٦ ص
(١٦)
6- ارسال نامه براى سران كشورهاى بزرگ جهان
٣٦ ص
(١٧)
7- بيعت گرفتن و ايجاد روحيه تازه در لحظات بحرانى
٣٧ ص
(١٨)
8- بينش دقيق پيامبر در آئين نبرد
٣٨ ص
(١٩)
3- مسؤوليّتها و وظايف دهگانهيك مدير و فرمانده
٤٣ ص
(٢٠)
1- تصميمگيرى
٤٤ ص
(٢١)
الف- «آگاهيها» و «تجربههاى گذشته»
٤٤ ص
(٢٢)
ب- بهرهگيرى هر چه بيشتر از مشاوره
٤٥ ص
(٢٣)
خطر استبداد!
٤٩ ص
(٢٤)
مشورت، يك وظيفه اخلاقى است يا الزامى؟
٥٠ ص
(٢٥)
زيانها و ضايعات شورا
٥٢ ص
(٢٦)
تصميمگيرى در روايات اسلامى
٥٣ ص
(٢٧)
آفات تصميمگيرى
٥٤ ص
(٢٨)
2- برنامهريزى
٥٥ ص
(٢٩)
3- سازماندهى
٥٧ ص
(٣٠)
4- ايجاد هماهنگى
٦٠ ص
(٣١)
5- ايجاد انگيزه
٦٢ ص
(٣٢)
نمونهاى از ايجاد انگيزه
٦٧ ص
(٣٣)
نمونه ديگر درجنگ صفين
٧٠ ص
(٣٤)
نمونه ديگر (خطبه معروف طارق بن زياد)
٧١ ص
(٣٥)
6- چارهجوئى در برابر حوادث پيشبينى نشده
٧٢ ص
(٣٦)
7- بررسى عوامل پيروزى و ناكامى و بهرهگيرى از آنها
٨٢ ص
(٣٧)
گزارش به موقع
٨٥ ص
(٣٨)
تشكيل شوراى جنگى
٨٥ ص
(٣٩)
تصفيه لازم
٨٧ ص
(٤٠)
غزوه «احُد» نمونهاى از شكست پيروزى آفرين!
٨٤ ص
(٤١)
آرايش صفوف جنگجويان
٨٨ ص
(٤٢)
تخلّف از دستور فرماندهى
٨٩ ص
(٤٣)
شايعه شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
٩٠ ص
(٤٤)
تحليل عوامل شكست «احُد» به عنوان پلى براى پيروزيهاى آينده
٩٣ ص
(٤٥)
8- جمع آورى اطّلاعات و آمار
٩٦ ص
(٤٦)
تاكتيكهاى جالب بعضى از مأموران اطّلاعاتى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
١٠١ ص
(٤٧)
اين نكات در رابطه با جنگ احزاب قابل توجّه است
١٠٣ ص
(٤٨)
نفاق افكنى در لشگر كفر
١٠٧ ص
(٤٩)
ويژگيهاى يك سازمان اطّلاعات اسلامى
١٠٩ ص
(٥٠)
9- جذب نيروهاى صالح
١١٥ ص
(٥١)
آفت بزرگ در گزينشها!
١١٦ ص
(٥٢)
10- قدردانى، تشويق و توبيخ
١٢١ ص
(٥٣)
جنبههاى منفى تشويقها
١٢٢ ص
(٥٤)
شرايط تنبيه
١٢٣ ص
(٥٥)
4- صفات و شرايط مديران و فرماندهان اسلامى
١٢٧ ص
(٥٦)
معيارهاى گزينش قرآنى
١٢٩ ص
(٥٧)
چهارده شرط عمده
١٣١ ص
(٥٨)
1- ايمان به هدف
١٣١ ص
(٥٩)
2 و 3- «علم» و «قدرت»
١٣٤ ص
(٦٠)
4- امانت و درستكارى
١٣٦ ص
(٦١)
5- صداقت و راستى
١٤١ ص
(٦٢)
6- حُسن سابقه
١٤٣ ص
(٦٣)
7- وراثت صالحه
١٤٥ ص
(٦٤)
8- سعه صدر
١٤٦ ص
(٦٥)
9- دلسوزى و عشق به كار
١٤٨ ص
(٦٦)
10- تجربه و آزمودگى
١٥٠ ص
(٦٧)
12- عدالت و دادگرى
١٥٣ ص
(٦٨)
11- شجاعت و قاطعيّت
١٥١ ص
(٦٩)
14- پايبند بودن به اصول و ضوابط
١٥٨ ص
(٧٠)
13- پايگاه مردمى
١٥٦ ص
(٧١)
شرايط ديگر
١٦٠ ص
(٧٢)
5- آفات مديريّت
١٦٣ ص
(٧٣)
سى آفت مهم براى مديريّت!
١٦٣ ص
(٧٤)
6- نمونههائى از ويژگيها و شرايط مديريّتو فرماندهى در اسلام
١٦٧ ص
(٧٥)
ويژگيهاى پنجگانه فرمانده بزرگ اسلام پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در قرآن مجيد
١٦٧ ص
(٧٦)
يك فرمانده نمونه از ديدگاه على عليه السلام
١٧٠ ص
(٧٧)
ويژگيهاى دهگانه فرماندهان سپاه و لشگر در فرمان على عليه السلام
١٧٣ ص
(٧٨)
شرايط فرماندهان ردههاى بالاى سپاه و لشگر
١٧٥ ص
(٧٩)
7- توصيههاى مهمبه فرماندهان و مديران
١٧٧ ص
(٨٠)
1- توصيه امام عليه السلام به «محمّد بن ابىبكر»
١٧٨ ص
(٨١)
2- توصيه به «عبداللَّه بن عبّاس»
١٧٩ ص
(٨٢)
4- توصيه براى هنگام رويارويى با دشمن
١٨١ ص
(٨٣)
5- توصيه ديگر براى روياروئى با دشمن
١٨١ ص
(٨٤)
6- دستور العملى براى قدردانى از خدمات يك فرمانده
١٨٢ ص
(٨٥)
3- توصيه به «قُثَم بن عبّاس» فرماندار مكّه
١٨٠ ص
(٨٦)
7- توصيه براى بزرگداشت ياد فرماندهان شهيد
١٨٣ ص
 
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص

مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨ - نفاق افكنى در لشگر كفر

«قريش» و طايفه «غَطَفان» وثيقه‌اى بگيريد؛ آنها بايد گروهى از اشراف خود را به عنوان گروگان به شما بسپارند كه در جنگ كوتاهى نكنند و تا آخرين مرحله بايستند!

يهود «بنى قريظه» اين پيشنهاد را پسنديدند.

«نعيم» مخفيانه به سراغ «قريش» آمد؛ به ابوسفيان و گروهى از رجال قريش گفت:

شما مراتب دوستى مرا نسبت به خودتان خوب مى‌دانيد؛ مطلبى به گوش من رسيده است كه خود را موظّف به ابلاغ آن مى‌دانم، تا مراتب خيرخواهى را انجام داده باشم؛ امّا خواهش من اين است كه از من نقل نكنيد!

گفتند: مطمئن باش!

گفت: آيا مى‌دانيد جماعت يهود از درگيرى با محمّد صلى الله عليه و آله و سلم پشيمان شده‌اند؛ و رسولى نزد او فرستاده‌اند كه ما از كار خود پشيمانيم؛ آيا اين مقدار كافى است كه ما گروهى از اشراف قبيله «قريش» و «غَطَفان» را براى تو گروگان بگيريم و دست بسته به تو بسپاريم؟ سپس در كنار تو خواهيم بود تا آنها را ريشه كن كنيم! «محمّد صلى الله عليه و آله و سلم» نيز با اين پيشنهاد موافقت كرده است؛ بنابراين، اگر يهود به سراغ شما بفرستند و گروگانهائى بخواهند، حتّى يك نفر به آنها ندهيد كه خطر جدّى است!

سپس به سراغ طائفه «غَطَفان» كه طايفه خود او بود، آمد، گفت: اى جمعيّت! اصل و نسب مرا به خوبى مى‌دانيد؛ من به شما عشق مى‌ورزم؛ و فكر نمى‌كنم كمترين ترديدى در خلوص نيّت من داشته باشيد!

گفتند: راست مى‌گوئى، حتماً چنين است.

گفت: سخنى دارم به شما مى‌گويم امّا از من نشنيده باشيد!

گفتند: مطمئن باش! حتماً چنين خواهد بود، چه خبر؟

«نعيم» همان مطلب را كه براى قريش گفته بود، دائر بر پشيمانى يهود و تصميم به گروگان گيرى آنها، مو به مو براى آنها شرح داد و آنها را از عاقبت اين كار برحذر داشت.

اتّفاقاً شب شنبه‌اى بود (ماه شوّال، سال پنجم هجرى) كه ابوسفيان و سران غَطَفان‌