مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥ - ٦- چارهجوئى در برابر حوادث پيشبينى نشده
قاتل پدر خويش مىافتاد، مزاحم او نمىشد كه مكّه حرم امن خانه خدا بود و در ماههاى حرام، امنيّت ويژهاى داشت، به علاوه همين امنيّت بود كه جاذبه فوق العادهاى براى مكّه نزد تمام اقوام عرب ايجاد كرده بود و مركزيّت خاصّى به آن مىداد.
امّا به گفته قرآن، آنها گرفتار «حميّت جاهليّت» و تعصّبهاى زشت و كينه توزيهاى جاهلانه شدند و همه اين واقعيّتها را به دست فراموشى سپردند.
از سوى ديگر، به هنگام تنظيم صلحنامه حديبيّه هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به على عليه السلام فرمود بنويس: «بسم اللّه الرَّحمن الرَّحيم»، «سُهيل بن عمرو» نماينده قريش فوراً اعتراض كرد كه ما با اين جلمه آشنا نيستيم، همان تعبير معروف خودمان را بنويس! بنويس: بِاسْمِكَ اللَّهُمَّ! و هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
«هذا ما صالَحَ عَلَيْهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ سُهَيْلَ بْنَ عَمْروٍ»
مجدّداً دادِ «سُهَيْل» بلند شد كه اگر ما تو را رسول خدا مىدانستيم، با تو دعوا نداشتيم! پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود، اين كلمه را محو كن! على عليه السلام كه اين كار را خلاف ادب مىدانست، حاضر به محو كردن نبود، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شخصاً آن را محو كرد. [١]
در اينجا دشمن دائماً منتظر بهانهاى بود كه اين صلح را كه مقدّمه فتح بزرگى براى مسلمانان بود و قرآن مجيد فتح المبينش خواند، بر هم زند.
هر گاه مسلمانان- همچون دشمنان خود- در برابر اين حوادث غير منتظره گرفتار تعصّب و دستپاچگى و عصبانيّت و حميّت جاهليّت مىشدند، و روح «سكينه» و آرامش را كه زائيده ايمان عميق است از دست مىدادند، و از «كلمه تقوى» كه اهل و شايسته آن بودند فاصله مىگرفتند، مسلّماً قافيه را باخته بودند، در حالى كه دشمن با گرفتارى در چنگال عصبيّت و حميّت جاهليّت، فرصت خوبى را كه براى يافتن حق و پيوستن مسالمت آميز به صفوف اسلام پيدا كرده بود از دست داد.
[١]- سيره ابن هشام، ج ٣، ص ٣٣١ و ٣٣٢، چاپ حلبى، ١٣٥٥ ه. ق- طبقات ابن سعد، ج ٢، ص ٩٥، طبع بيروت- جوامع السّيرة، ص ٢٠٧، چاپ دارالمعارف مصر.