مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤ - ٦- چارهجوئى در برابر حوادث پيشبينى نشده
روى او بسته مىشود؛ همچون پرندهاى كه وقتى وارد اطاقى مىشود و خود را محصور و محبوس مىبيند چنان وحشت زده مىشود كه مرتّباً خود را به ديوارها و شيشهها مىكوبد، بىآن كه درهاى خروجى كه باز است، با چشم ببيند!
٢- اگر احساس مىكند اشتباهى از ناحيه او رخ داده، هرگز نبايد گرفتار تعصّب و خودخواهى و لجاجت شود، و بر اشتباه خود اصرار ورزد و آن را ادامه دهد؛ بلكه، به محض آگاهى بر اشتباه، بايد فوراً به اصلاح و جبران پردازد، و اعتراف به واقعيّات در اين مواقع، كمك مؤثّرى به فرو نشاندن آتش مىكند.
باز مىتوانيم براى اين دو اصل، از قرآن مجيد و ماجراى «حديبيّه» الهام و كمك بگيريم؛ قرآن مىگويد:
«اذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِى قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيّةِ فَانْزَلَ اللّهُ سَكْينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنينَ وَالْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَكانُوا احَقَّ بِها وَاهْلَها وَكانَ اللّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَليماً؛ (و به خاطر بياوريد) هنگامى را كه كافران در دلهاى خود خشم و نخوت جاهليّت داشتند؛ و (در مقابل،) خداوند آرامش و سكينه خود را بر فرستاده خويش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقيقيت تقوا ملزم ساخت، و آنان از هر كس شايستهتر و اهل آن بودند؛ و خداوند به همه چيز دانا است.» [١]
ماجرا چنين بود كه مشركان مكّه سخت اصرار داشتند كه مسلمانان را از ورود به مكّه مانع شوند، و از انجام مناسك عمره باز دارند، زيرا تصوّر مىكردند اگر آنها چنين نكنند براى آنها يك نوع شكست است، و قبائل عرب، مىگويند اينها قاتلان پدران و فرزندان خود را در جنگهاى بدر و احد به خانه خود راه دادند! ولى با اين ممانعت تمام سنن خويش را زير پا مىنهادند، زيرا سنّت عرب اين بود كه هيچ كس را از ورود به مكّه و انجام مراسم مانع شود، حتّى اگر كسى در مراسم حجّ و عمره چشمش به
[١]- سوره فتح، آيه ٢٦.