آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٦ - کلي طبيعي
عوارض مشخصه، يا مرکب از ماهيت و وجود باشد، ولي چنين چيزي قابل اثبات نيست، چنانکه در بيان کيفيت آشنايي ذهن با ماهيات اشاره شد و توضيح بيشتر آن در درسهاي آينده خواهد آمد.
مگر اينکه گفته شود که منظور از وجود کلي طبيعي در خارج و اختلاط آن با عوارض مشخصه يا وجود، بيش از اين نيست که عقل ميتواند از موجود خارجي اين مفاهيم مختلف را انتزاع کند. به ديگر سخن منظور اين است که مفهوم کلي طبيعي و ماهيت، قابل صدق بر موجودات خارجي است، چنانکه مفاهيم عرَضي و مفهوم موجود هم بر آنها حمل ميشود، ولي گمان نميرود که منکرين وجود کلي طبيعي هم وجود آن را به اين معنا انکار کنند.
از سوي ديگر منکرين وجود کلي طبيعي در خارج استدلال کردهاند که در ظرف خارج، چيزي جز افراد ماهيات يافت نميشود، و بنابراين جايي براي وجود چيز ديگري بهنام «کلي طبيعي» باقي نميماند.
به اين استدلال پاسخ داده شده که هر فردي از ماهيت را در نظر بگيريد، همراه با عوارض ديگري غير از خود ماهيت است؛ چنانکه فرد انسان همراه با طول و عرض و رنگ و ديگر عوارض ميباشد و شکي نيست که اين امور جزء ماهيت انسان نيستند و به همين جهت اختلاف و تغيير آنها موجب تعدد و تبدل ماهيت نميشود، پس در همه افراد حيثيت مشترکي وجود دارد که همان کلي طبيعي است.
اما روشن است که در اين پاسخ، بين فرد بالذات و فرد بالعرض خلط شده است؛ يعني آنچه فرد انسان ناميده ميشود، در واقع مجموعهاي از افراد ماهيات مختلف جوهري و عرَضي است که از روي مسامحه، همگي آنها بهعنوان فرد انسان تلقي ميگردد. درصورتيکه فرد اصلي و بالذات انسان، همان فرد جوهري و معروض عوارض مختلف ميباشد؛ يعني همان چيزي که حيثيت ذاتي انسان و مشترک بين همه افراد بهشمار ميرود، و جز آن چيز ديگري بهنام «کلي طبيعي انسان» وجود ندارد.
سرانجام، محققين از قائلين به وجود کلي طبيعي اظهار داشتهاند که منظور از وجود آن