آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٦ - رابطه موضوع با مسائل
يک علم در نظر گرفته شده، بهطور مطلق موضوع آن علم نيست و در واقع، قيد خاصي دارد و اختلاف قيودي که براي يک موضوع لحاظ ميشود، موجب پديد آمدن چند علم و اختلاف آنها ميگردد؛ مثلاً «ماده» از حيث ترکيبات دروني و خواص مربوط به تجزيه و ترکيب عناصر، موضوع علم شيمي، و به لحاظ تغييرات ظاهري و خواص مترتب بر آنها، موضوع علم فيزيک قرار ميگيرد. يا «کلمه» از جهت تغييراتي که در ساختمان آن حاصل ميشود، موضوع علم صرف، و از نظر تغييرات اِعرابي، موضوع علم نحو واقع ميشود.
بنابراين بايد دقت کرد که آيا عنوان جامع بهطور مطلق، موضوع علم معيّني است يا با قيد و حيثيت خاصي. چهبسا عنوان جامعي بهطور مطلق، موضوع علم عامي قرار داده شود و بعد با افزودن قيودي، بهصورت موضوعاتي براي علوم خاصي درآيد؛ مثلاً در تقسيم معروف فلسفه به (اصطلاح قديم) جسم، موضوع همه علوم طبيعي است و با اضافه کردن قيودي، بهصورت موضوع معدنشناسي، گياهشناسي، حيوانشناسي و... درميآيد. در کيفيت انشعاب علوم، اشاره شد که قسمتي از انشعابات بهوسيله محدود کردن دايره موضوع و با افزودن قيودي به عنوان موضوع مادر، حاصل ميشود.
ازجمله قيودي که ممکن است بهعنوان موضوع افزوده شود، «قيد اطلاق» است و معنايش اين است که در آن علم از احکامي گفتوگو ميشود که براي ذات موضوع مطلق و بدون در نظر گرفتن تشخصاتش ثابت، و در نتيجه، شامل همه افراد موضوع خواهد بود؛ مثلاً اگر احکام و خواصي براي مطلق اجسام ثابت بود، خواه جسم معدني باشد يا آلي، و خواه گياه باشد يا حيوان يا انسان، در اين صورت ميتوان موضوع آنها را «جسم مطلق» قرار داد و اينگونه مسائل را بهعنوان علم خاصي مشخص نمود. چنانکه حکما، بخش اول طبيعيات را به اين احکام اختصاص داده و آن را بهنام «سماع طبيعي» يا «سمع الکيان» مشخص ساختهاند، سپس هر دسته از اجسام را به علم خاصي مانند کيهانشناسي، معدنشناسي، گياهشناسي و حيوانشناسي اختصاص دادهاند.