آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٦ - تحقيق در مسئله
شکل و تبديل و تبدل، مخصوص موجودات مادي است و چنانکه در جاي خودش ثابت خواهد شد، صورتهاي ادراکي مجرد هستند.
٤. بسياري از مفاهيم عقلي، مانند مفهوم علت و معلول، اصلاً صورت حسي و خيالي ندارند تا گفته شود که از تغيير شکل صورتهاي حسي پديد آمدهاند.
٥. و اما فرض اينکه صورتهاي حسي، مايه و زمينهٔ مفاهيم عقلي را فراهم ميکنند و حقيقتاً تبديل به آنها نميشوند، هرچند کماشکالتر و به حقيقت نزديکتر است و ميتواند در مورد بخشي از مفاهيم ماهوي پذيرفته شود، ولي منحصر کردن زمينهٔ مفاهيم عقلي به ادراکات حسي صحيح نيست، و مثلاً در مورد مفاهيم فلسفي نميتوان گفت که از تجريد و تعميم ادراکات حسي بهدست ميآيند؛ زيرا چنانکه اشاره شد در ازاي اين مفاهيم هيچ ادراک حسي و خيالي وجود ندارد.
تحقيق در مسئله
براي روشن شدن نقش حقيقي حس و عقل در تصورات، نگاهي به انواع مفاهيم و کيفيت پيدايش آنها در ذهن ميافکنيم:
هنگامي که چشم به منظرهٔ زيباي باغچه ميگشاييم، رنگهاي مختلف گلها و برگها توجه ما را جلب ميکند و صورتهاي ادراکي گوناگوني در ذهن ما نقش ميبندد و با بستن چشم، ديگر آن رنگهاي زيبا و خيرهکننده را نميبينيم و اين همان ادراک حسي است که با قطع ارتباط با خارج از بين ميرود. اما ميتوانيم همان گلها را در ذهن خودمان تصور کنيم و آن منظرهٔ زيبا را بهخاطر بياوريم، و اين همان ادراک خيالي است.
غير از اين صورتهاي حسي و خيالي که نمايشگر اشياء خاص و مشخصي است، يک سلسله مفاهيم کلي را هم درک ميکنيم که از اشياء مشخصي حکايت نميکنند، مانند مفاهيم سبز، سرخ، زرد، ارغواني، نيلوفري و... .