آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٥ - کلي طبيعي
است، که منظور از اولي همان مفهوم «کلي» است که در ذهن، عارض مفاهيم ديگر ميشود، و منظور از «کلي عقلي» همان مفاهيم معروض و ازجمله ماهيت مجرد و بهشرط لا است که تنها در ظرف عقل تحقق مييابد و مصداق ذهني براي مفهوم کلي منطقي است.
قبلاً اشاره کرديم که يکي از بحثهاي پرسابقه در تاريخ فلسفه، بحث دربارهٔ وجود کلي طبيعي است که آيا ميتوان گفت در خارج هم وجود دارد يا بايد گفت که وجود آن منحصر به ذهن است و تنها بر کلي عقلي يعني ماهيت مجرد از عوارض صدق ميکند، و نظير کليات منحصربهفرد ميباشد؟
ممکن است تصور شود که قائل شدن به وجود کلي طبيعي در خارج، منافات دارد با مطلبي که قبلاً گفته شد که هيچ موجود خارجي به وصف کليت تحقق نمييابد، پس چگونه ميتوان پذيرفت که در خارج چيزي بهنام «کلي طبيعي» وجود داشته باشد؟
ولي قائلين به وجود کلي طبيعي توضيح دادهاند که منظور از وجود آن در خارج، اين نيست که به وصف کليت در ظرف خارج تحقق يابد، بلکه منظور اين است که در خارج، امري مشترک بين افراد موجود است که عيناً در ذهن هم تحقق مييابد و در آنجاست که متصف به کليت ميشود.
قائلين به وجود خارجيِ آن استدلال کردهاند که کلي طبيعي، مقسم دو اعتبار ديگر ماهيت، يعني اعتبار اختلاط و تجريد است، و مقتضاي مقسم بودنش اين است که در ضمن هر دو قسم موجود باشد، چنانکه وقتي انسان را به دو قسم مرد و زن تقسيم ميکنيم، انساني که مقسم آنهاست هم در قسم مرد موجود است و هم در قسم زن. پس کلي طبيعي نيز بايد هم در ماهيت عقلي و مجرد وجود داشته باشد، و هم در ماهيت مخلوط و مقيد، و چون ظرف وجود ماهيت مخلوط ظرف خارج است، پس کلي طبيعي هم در خارج موجود خواهد بود.
ولي تمام بودن اين استدلال منوط به اين است که تعبير «ماهيت مخلوطه» يک تعبير حقيقي و خالي از مسامحه باشد، و موجود خارجي حقيقتاً مخلوطي از ماهيت معروض و