آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٧ - اصالت حس يا عقل
تجريد و تعميم ادراکات حسي است يا اينکه خودش ادراک مستقلي دارد، و حداکثر ادراک حسي ميتواند در پارهاي از موارد شرط تحقق ادراک عقلي را فراهم کند؟
قائلين به اصالت حس معتقدند که عقل کاري جز تجريد و تعميم و تغيير شکل دادن ادراکات حسي ندارد و به ديگر سخن هيچ ادراک عقلي نيست که مسبوق به ادراک حسي و تابع آن نباشد. در مقابل ايشان عقلگرايان غربي معتقدند که عقل داراي ادراکات مستقلي است که لازمهٔ وجود آن، و به تعبير ديگر فطري آن است و براي درک آنها هيچ نيازي به هيچ ادراک قبلي ندارد، اما نظر صحيح اين است که ادراکات تصوري عقل که همان مفاهيم کلي ميباشد، هميشه مسبوق به ادراک جزئي و شخصي ديگري است که گاهي آن ادراک جزئي، تصور ناشي از حس است و گاهي علم حضوري که اساساً از قبيل تصورات نيست، ولي بههرحال کار عقل منحصر به تغيير شکل دادن ادراکات حسي نيست.
مبحث دوم، اصالت حس يا عقل در تصديقات است که بايد آن را مبحث مستقلي بهشمار آورد و نميتوان آن را تابع مسئله قبلي تلقي کرد؛ زيرا محور بحث در اين مسئله آن است که پس از حصول مفاهيم سادهٔ عقلي، خواه تابع حس فرض شود و خواه مستقل از آن، آيا حکم به اتحاد موضوع و محمول در قضيهٔ حمليه، و به تلازم يا تعاندِ مقدم و تالي در قضيهٔ شرطيه، هميشه منوط به تجربه حسي است يا اينکه عقل ميتواند پس از بهدست آوردن مفاهيم تصوري لازم، خودش مستقلاً حکم مربوط را صادر نمايد، بدون اينکه نيازي به کمک گرفتن از تجارب حسي داشته باشد؟ پس چنين نيست که هرکس در مسئله تصورات قائل به اصالت حس شد، ناچار بايد در تصديقات هم ملتزم به اصالت حس شود، بلکه ممکن است کسي در آنجا قائل به اصالت حس بشود، ولي در اين مبحث قائل به اصالت عقل گردد.
قائلين به اصالت حس در تصديقات که معمولاً بهنام «تجربيين» (آمپريستها) ناميده ميشوند، معتقدند که عقل بدون کمک گرفتن از تجارب حسي نميتواند هيچ حکمي را