مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام

مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام - شیخیان، علی - الصفحة ٣٢

مصرف آب از آن استفاده كنند. يكى از دشمنان به نام «اسود بن عبدالاسد مخزومى» سوگند ياد كرد كه از آب حوض بنوشد و آن را ويران كند يا اينكه جانش را در اين راه بدهد. حمزه به سوى او حمله‌ور شد و با يك ضربت ساق او را از ميان دو نيم كرد. اسود كه خود را كشان كشان به داخل حوض رسانده بود، توسّط حمزه كشته شد. «١» در همين جنگ، پس از صف آرايى مسلمانان در مقابل دشمن، عتبه، شيبه و وليد به ميدان آمدند و هماورد خواستند. «٢» سه تن از انصار براى مقابله پيشقدم شدند، ولى حضرت رسول (ص) مايل بود به جاى آنها، خويشاوندان و عموزادگانش به ميدان روند. «٣» از اين رو، به فرمان آن حضرت، حمزه، عبيده و على (ع) به ميدان رفتند «٤» و چون نقابدار بودند، شناخته نمى‌شدند.
وقتى دشمن از آنان خواست خود را معرفى كنند، حمزه پاسخ داد: من حمزه بن عبدالمطلب، شير خدا و شير رسول خدا (ص) هستم. به هنگام درگيرى، حضرت على (ع) وليد را به هلاكت رساند و حمزه شيبه را كشت، امّا عبيده و عتبه با يكديگر نبرد كردند تا اينكه حمزه و على (ع) بر عتبه تاختند و كار او را تمام كردند آن گاه عبيده را كه زخمى بود، برداشته و نزد پيامبر (ص) آوردند. «٥» در اين جنگ تنى چند از سران كفر به دست حمزه به قتل رسيدند، از جمله «طعيمة بن عدى» و «ابوقيس بن فاكه». از كسانى كه به دست حمزه به اسارت درآمدند، مى‌توان «اسود بن عامر» را نام برد. «٦» در غزوه بنى قينقاع يعنى جنگ پيامبر (ص) با يهود كه به علت ترس يهود از سرنوشتى مشابه قريش، با پيمان شكنى و اقدامات تحريك‌آميز عليه مسلمانان و اهانت به يك بانوى مسلمان در بازار يهوديان آغاز شد، حمزه پرچمدار سپاه اسلام بود. «٧»