رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٤٠ - فصل (هفتم)
و اما آنكه بىتدريج باشد- چنان بود- كه يك بديگر نماند- و نه نيز بولا [١]، زيادت- و نقصان باشد [٢] بتدريج، بل بگزاف كه [٣] اگر هر دورى يك (گونه) بود منتظم بود، و الا نبود [٤].
و اما آن اختلاف كه ميان انگشتان يك نبض بود- يكى اندر نهاد [٥] بود كه يكى [٦] جزو مثلا سوى راست ميل دارد و يكى سوى [٧] چپ، و همچنين بديگر جهتها [٨] از بر سو و فروسو.
و ديگر اندر بزرگى [٩] كه انگشتى را رگ بزرگتر بود، و انگشتى را [١٠] رگ خردتر، يا [١١] اندر تيزى و [١٢] درنگى يا [١٣] اندر پيش و سپسى
[١] - اما آنكه بىتدريج باشد چنان باشد الخ- ب،- اما آنكه بىتدريج باشد چنان باشد كه يك بديگر نمانند الخ- ج،- اما آنكه بىتدريج باشد چنان بود كه بديگر نماند و نيز بولا- د،- امالى تدريج و امالى تدريج باشند چنانكه كه بيكديگر نمانند و نه ميش لولا- آ.
[٢] - باشد كه- د.
[٣] - بى: كه- د-. باشد كه اگر بتدريج نبود بلكه بگزاف بود، پس- ب.
[٤] - باشد كه اگر بتدريج نبود- ج.
[٥] - از آنها- ب،- از نهاد- ج.
[٦] - بى: يكى- د.
[٧] - بسوى- آ.
[٨] - چنانكه يك جزو ميل بسوى بالا دارد، و يك جزو ميل بسوى زير دارد. (نقل بمعنى از ذخيره خوارزمشاهى).
[٩] - برسو و فرو سو ديگر يا اندر نولس- آ،- برتر و از فروتر و ديگر اندر بزرگى ب،- برسو و از فرو شود ديگر اندر بزرگى- ج،- از بر سودن و سود ديگر اندر بزرگى- د.
[١٠] - بى: را- آ.
[١١] - خردتر بود يا- ب،- خردتر بود تا- ج.
[١٢] - بى: تيزى و- آ.
[١٣] - بى: يا- ج.