رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٣٥ - فصل ششم

محسوس نباشد [١] زمانها دو بوند [٢]، و هر زمانى را با ديگر [٣] زمان نسبتى بود، لا محالة اين نسبت وزن باشد، و نسبت موسيقارى‌ [٤] اندر اينجا بيشتر بديد آيد، و بيشتر- و درست‌تر اندر [٥] يافته شود، بلكه خود بحقيقت اندر [٦] اينجا بود.

و [٧] وزن دو گونه بود [٨]:

يكى آنست كه وزنش نيكو [٩] بود.

و ديگر [١٠] آنست كه وزنش نيكو نبود [١١]؛ و اين سه گونه باشد:

يكى را گسسته وزن- و گذشته وزن خوانند [١٢]، و بتازى متغيّر- الوزن- و مجاوز الوزن خوانند، و اين‌ [١٣] آن باشد كه وزن دندانى‌ [١٤]


[١] - بى: زمانها چهار بوند و اگر انقباض محسوس نباشد- ب.

[٢] - زمانهاى او دو بود- ب- ج.

[٣] - هر زمانى را بديگر- آ- د،- هر زمانى را ديگر- ج.

[٤] - موسيقار- آ- ب.

[٥] - بى: اندر- ج.

[٦] - بحقيقت در- ج.- تحقيق اندر- د.

[٧] - بى: و- آ- ب.

[٨] - است- ج- د.

[٩] - وزنش نه نيكو- ج.

[١٠] - و يكى- د.

[١١] - بى: و ديگر آنست كه وزنش نيكو نبود- ج،- بى: «و نسبت موسيقارى» تا «نيكو نبود»- ب.

[١٢] - بى: خوانند- د،- يكى گشته و ناگذشته وزن خوانند- ب- ج.

[١٣] - مجاوز الوزن پس- ب،- مجاوز الوزن اين- ج.

[١٤] - دندان كودكى- آ.