رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٥٠
نرم بود [١]،- بسبب رطوبت غريب- كه ايشان را بود.
و [٢] مزاج گرم بحكم جوان بود، و مزاج سرد بحكم پير [٣]* بود* و هر چند حرارت غريزى بيشتر بود، نبض قويتر [٤]، و هر چند حرارت غريب بيشتر بود [٥]- نبض ضعيفتر بود.
و نبض بهار [٦] چون نبض جوانان بود، و نبض تابستان خرد، و سريع، و متواتر بود [٧]، و نبض زمستان ضعيف « [و]» متفاوت، و بطيء بود.
و آن خزان- صلب و صغير بود.
و نبض سير [٨] از طعام معتدل عظيم، و [٩] سريع، متواتر بود، و از طعام بيشتر [١٠] مختلف، و بىنظام بود [١١]، باندازه افزونى و اگر هضم افتد نبض
[١] - بود و- آ.
[٢] - بى: و- ب.
[٣] - بى: پير- آ.
[٤] - بى: و هر چند حرارت غريزى بيشتر بود نبض قويتر- د.
[٥] - حرارت غريزى كمتر بود- ب- ج،- بى: بود- د.- «و لا تظنّنّ انّ الحرارة الغريزية توجب تزيّدها نقصانا فى القوّة بالغة ما بلغت، بل توجب القوّة فى جوهر الروح، و الشهامة فى النفس و الحرارة التابعة لسوء المزاج كلما ازدادت شدّة ازدادت القوّة ضعفا»- (قانون ص ٨٤).
[٦] - ببهار- آ.
[٧] - بى: بود- د.
[٨] - نسخه «آ» بعد از «جوانان بود» چنين است: «خرد سريع و متواتر و نبض پران».
[٩] - بى: و- د،- و معتدل- آ.
[١٠] - بى: بيشتر- آ.
[١١] - بودى بنظام- ب،- بودى بنظا- ج،- بود بىنظام- د. طعام بسيار قوّت را فرو گيرد، و گرانبار كند، و نبض بدان سبب مختلف و بىنظام شود. (ذخيره خوارزمشاهى).