رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٥١
نيكو شود، و اگر نيوفتد [١] تيز شود، و همچنين از شراب، و آب بفعل [٢] ضعيفتر است از شراب.
و نبض باوّل خواب [٣] خرد بود، و ضعيف بود [٤]- از جهت گريختن [٥] حرارت غريزى باندرون [٦]،- تا غذا را هضم كند، و بطيء بود- و متفاوت، و [٧] چون طعام هضم يابد، حرارت از اندرون بيايد [٨]، و نبض نيك [٩] شود، پس اگر [در] خواب دير بماند ديگر باره ضعيف شود، و اگر خفته را اندر شكم طعام نبود- خواب نبض را بسردى برد، و چون خفته [١٠] بيدار شود- نبض عظيم شود، و اندر آن وقت لرزان بود.
و رياضت كردن [١١] باندازه نبض را نيك كند، و رياضت بافراط نبض را صغير- و سريع و متواتر كند [١٢]، و چون بيشتر شود- سريعى كم شود [١٣]، و متواترى زيادت گردد [١٤] و باشد- كه گرمابه- و آب گرم
[١] - نيفتد- ب- ج.
[٢] - بقول- ب- ظ.
[٣] - حواث- آ.
[٤] - بى: بود- ب- ج.
[٥] - كريحانى- ج.
[٦] - تا اندرون- ج.
[٧] - بى: و- ب- ج.
[٨] - نيايد- آ.
[٩] - نيكو- ب.
[١٠] - و چون از خفتگى- ب،- چون از خفتگى- ج،- چون خفته- آ.
[١١] - بى: كردن- آ- د.
[١٢] - بى: كند- د.
[١٣] - بى: شود- ب.
[١٤] - گرد- د.