رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٤٨
و لكن بسرعت تدارك كند عظم را [١]. و اگر قوّت (قوىّ) نبود، سريعى نتواند كردن [٢] متواترى كند، و اگر ازين ضعيفتر بود متواترى نتواند كردن « [و متفاوتى كند]».
و چون گوشت اندك بود- رگ [٣] طويل « [و عريض]» نمايد.
و اگر گوشت بسيار بود [٤]- صغير- و دقيق نمايد [٥].
و بيخوابى، و غم، و بىتابى [٦]، و* (و پليدى)* تن از اخلاط [٧]، و رياضت [٨]- بافراط، و ترى طبيعى، يا بيمارى رگ را [٩]، ضعيف كند.
و هر گاه كه قوّت وى [١٠] قوى بود- و آلت بىفرمان* بود* ذو القرعتين- و منشارى كند، و هر گاه كه قوّت بخواهد [١١]- كه بياسايد يا دل مشغولى [١٢] افتد،-
[١] - در يكى خللى بود رگ عظيم نبود و لكن بسريعى الخ- آ،- حاجت نيك بود و لكن قوّت ضعيف بود يا آلت سخت بود رگ عظيم الخ- «ب» مثل «آ»- اندر يكى خلل باشد عظيم نبود، و لكن بسرعت و زودى تدارك كند عظيمى را- ب- ج.
[٢] - بى: «ن»- آ.
[٣] - رگ رگ- ج.
[٤] - بود رگ- ب.
[٥] - بى: و دقيق نمايد- ج.
[٦] - بى: و بيتابى- آ- د،- و هنائى- ج.
[٧] - بى: از اخلاط- ب.
[٨] - ريانست- ج.
[٩] - با بيمارى هر كرا- آ.
[١٠] - بى: كه- ب،- بى: وى- د،- بى: «و هر گاه كه قوّت وى» تا «منشارى كند»- آ.
[١١] - نخواهد- د،- خواهد- ب- ج.
[١٢] - تا دل از مشغولى- آ- ب.