رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٤٢ - فصل (هفتم)

تيزتر بود، و نيمى‌ [١] گران‌تر، و يا نيم بزرگتر، [٢]- و نيمى خردتر، اين همه‌ [٣] گسسته باشد اندر ميان.

و امّا عائد چنان بود [٤] كه زود باز گردد از اختلاف بآن حدّ كه بود،- بازگشتى لطيف- و ناپيدا [٥].

و از اين جنس نبض متداخل است- كه يك نبض پندارى* كه* دو گشته است، يا دو نبض يك اندر ديگر [٦] رسته پندارى يكيست و متصل ماننده نبضهاء بتدريج است- چنان‌ [٧] بتدريجى كه حسّ تفصيلش را اندر [٨] نيابد [٩] بجمله خواهى‌ [١٠]* (اندر بزرگى و تيزى و پرى- و تهى، و خواهى)* اندر [١١] بابهاى ديگر كه احتمال اين‌ [١٢] كند.


[١] - تيز گردد و نيم- آ.

[٢] - بى: و- د،- بى: و يا نيم بزرگتر- ج،- و تا نيم بزرگتر- آ،- و يا بزرگتر- ب.

[٣] - هم- آ.

[٤] - باشد- د.

[٥] - بى: و- د،- تمام و ناپيدا ب- ج،- ثمّ عاد عودة لطيفة- قانون- چاپ طهران ص ٨٢.

[٦] - اندر يكديگر- ب،- اندر ديگر- ج.

[٧] - چنانكه- د.

[٨] - تفصيلش را در- ب-، تفصيلش در- ج-، تفصيلش اندر- د.

[٩] - بعد از كلمه «بازگشتى لطيف» تا اينجا نسخه «آ» چنين است: «مانند آواز جنس متداخل است كه يك نبض ماننده نبضها بتدريج است كه چين (ظ- جسّ) تفصيلش را اندر نيابد مختلف شود هر چند اختلاف اندر نيابد».

[١٠] - بى: اندر نيابد بجمله خواهى- د.

[١١] - كه در- ب،- در- ج.

[١٢] - آن- ب- ج.