رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٣٨ - فصل (هفتم)

و ديگر- اختلاف اندر يك نبض- كه انگشتى مخالف ديگر انگشت‌ [١] بود.

سيّم- اختلاف اندر يك انگشت بود.

و آن اختلاف كه اندر نبضها بسيار باشد* (دو گونه باشد)* يكى بتدريج- و ديگرى بى‌تدريج بود [٢].

بتدريج آن بود- كه مثلا يكى بزرگ بود،- و يكى‌ [٣] كوچكتر، و سيّم كوچكتر از دوّم، و همچنين تا بحدّى‌ [٤] برسد از [٥] كوچكى و از آنجا بسر باز [٦] شود، و اين را متّصل خوانند، و همچنين اندر تيزى- و ديگر بابها اگر [٧] بسر باز [٨] شود- همچنانكه آيد [٩] منتظم بود، و اگر اندر ميان اختلاف گيرد مختلف نامنتظم بود [١٠]- همچنان تيز كه چون بسر (باز) خواهد شدن بآن نبض‌ [١١] بزرگ باز شود [١٢]، و لكن‌


[١] - انگشت ديگر- ب،- انگشتى ديگر- ج.

[٢] - ديگرى بى‌تدريج و- آ.- يكى بى‌تدريج بود- ب- ج، يكى بى دريج بود- د.

[٣] - ديگر- آ.

[٤] - بى: تا بحدّى- ب- ج،- تا حدّى- آ.

[٥] - از آن- آ.

[٦] - بسيار- آ.

[٨] - بسيار- آ.

[٧] - بى: اگر- ج.

[٩] - همچنانكه در تيزى و ديگر بابها اگر بسيار شود همچنانكه آمد. آ.

[١٠] - اندر ميان اختلاف گيرد مختلف تا منتظم و- آ،- در ميان خلاف آورد با منظم بود- ب- در ميان خلاف آورد تا منتظم- ج،- اندر ميان خلاف آورد مختلف نامنتظم- د.

[١١] - خواهد شد يا بنبض- آ.

[١٢] - نشود- د.