رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٣٦ - منقول از مقدمه چاپ نخستين
هم دشوار ميداند [١] در اينجا قدرى عصبانى شده، و چنانكه عادت وى بوده قلم را از رشته علمى منحرف و ببدگوئى و طعنه زدن بر جالينوس آلوده ساخته است.
و عجبتر ازين اشتباه آنست كه بعض معاصرين كه رساله رگشناسى را نديده بوده نيز گفته نامه دانشوران را عيناً بقسمى ايراد كرده كه هر كس بىسابقه باشد تصور ميكند كه وى اين سخن را از خود گفته است، و ما چون خوانندگان محترم را بمآخذ سابق الذكر احاله نموديم بهمين مقدار اشاره بوارد نبودن اعتراض صاحب نامه دانشوران اكتفا مىكنيم.
و چون فرصتى براى نوشتن ترجمه حياة شيخ بدست نيامد لهذا دانشجويان را
[١] شايد به همين سبب است كه اطباء عموما از ايراد مسأله موسيقارية احتراز نمودهاند.
بر چهار بدو كه نصف چهار است- و اين نسبت را الذى بالخمسه مينامند و در اين نسبت نسبت چهار است بدو كه الذى بالكل ناميده ميشود پس نسبت سه ضعف عبارت است از نسبت ضعف كه در نسبت دو بچهار بدست مىآيد در صورتى كه مركب شود با نسبت زائد بنصف كه از نسبت شش بچهار پيدا مىشود، و بالجمله كمترين نسبت محسوسه بزرگ را نسبت سه ضعف قرار داده است و پس از اين نسبت، نسبت الذى بالكل كه نسبت ضعف است، مثل نسبت چهار بدو، و پس از اين نسبت وسطى محسوس ميشود و اول آن نسبت مثل و نصف است كه الذى بالخمسه ناميده ميشود، پس از آن نسبت الذى بالاربعه و الزائد ثلثا است و اما از نسب كوچك مستعمل در موسيقى جز الزائد ربعاً در نبض دريافته نمىشود.
(از موسيقى كتاب الشفاء و شرح قانون فخر الدين رازى اقتباس شد)