رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ١٢ - ابن سينا

و رئيس المشّائيّة من فلاسفة الاسلام‌ [١] مى‌خواند و به شريك بودن با او در رياست افتخار مى‌كند [٢] و صدر الدّين شيرازى او را شيخ الفلاسفة مى‌خواند [٣] و از شفاى او و تحصيل شاگرد او، بهمنيار بن مرزبان، به عنوان كتب اهل فن استناد مى‌جويد. [٤] مهم‌ترين بخش كتاب الشّفاء بخش الهيّات است. در كتب فلسفه اسلامى از الهيّات تعبير به علم ما بعد الطبيعة و فلسفه اولى و علم الهى شده است. وجه تسميه به الهيّات آن است كه ثمره و نتيجه اين علم شناخت خداوند و فرشتگان اوست و ما بعد الطّبيعه از آن جهت است كه در معرفت، پس از شناخت طبيعيّات محسوسه قرار مى‌گيرد و هر چند كه در وجود قبل از طبيعت است و اين علم فلسفه اولى است براى آنكه معرفت مبادى اوليّه و صفات عامّه و كليّه‌اى كه وسايل شناخت آن مبادى هستند از اين علم به دست مى‌آيد. [٥] علم الهى نيز تعبير ديگرى از الهيّات است. در هر حال به هر اسمى كه خوانده شود اين قسم از شريف‌ترين اجزاء فلسفه به شمار مى‌آيد و فيلسوفان اسلامى از يعقوب بن اسحاق كندى گرفته تا صدر الدين شيرازى و بالاخره حاج ملا هادى سبزوارى درباره فضيلت و شرافت اين علم سخن گفته‌اند.

كندى مى‌گويد كه شريف‌ترين و عالى‌ترين قسم فلسفه همان فلسفه اولى است كه به وسيله آن شناخت خدا كه علّت هر حقّى است حاصل مى‌شود؛ از همين جهت فيلسوف اتمّ و اشرف آن كسى است كه احاطه به اين علم اشرف داشته باشد، زيرا علم به علّت اشرف از علم به معلول است. [٦] صدر الدين شيرازى درباره الهيّات گويد كه آن برترين علم به برترين معلوم‌


[١] السبع الشداد، ص ٨.

[٢] مير داماد با تعبيرات: الشريك الرياسى، الشريك الرئيس و الشريك فى الرئاسة از او ياد كرده است.

قبسات، ص ٤٨٧.

[٣] مفاتيح الغيب، ص ٥٠٧.

[٤] الاسفار العقليّة، ج ٢، ص ٣٣٧.

[٥] المعتبر، ج ٣، ص ٣.

[٦] كتاب الكندى فى الفلسفة الاولى، ص ٩٨.