رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٣٥ - منقول از مقدمه چاپ نخستين


مثل مقدار تفاوت باشد و اين قسم را نسبة الاضعاف خوانند، و نخستين اين قسم ثلاثة- اضعاف است، زيرا كه تفاوت ميانشان آنگاه پيدا ميشود كه متفاوت دو بار مكرر شود مثال آن نغمه كه بر عدد دو است و نغمه ديگر بعدد شش، و تفاوت ميانشان چهار است، و دو كه متفاوت است نيمه چهار است (كه مقدار تفاوت بود) و چهار از يك بار مكرر كردن دو پيدا ميشود، پس ازين نسبت اربعة اضعاف است چون نسبت هشت بدو، چه تفاوت ميان دو و هشت بشش است، و اگر دو بار دو مكرر شود تفاوت كه شش است بوجود ميآيد، و سپس اين نسبت خمسة اضعاف است چون نسبت دو بده، و بر همين قياس نسبتهاى ديگر بيرون ميآيد، و اين قسمتها قسمتهاى متفق اصلى است كه آنها را متفق باتفاق اول نامند، و اينها چند گونه‌اند.

اول نسبتهاى بزرگ و آن نسبت ضعف است كه الذى بالكل گويند پس از آن نسبت سه ضعف است و نسبت چهار ضعف، و آن را الذى بالكل مرتين ميخوانند، و دوم نسبتهاى اوساط است و آن نسبت مثل و نصف است، و آن را الذى بالخمسة گويند پس از آن نسبت مثل و ثلث كه الذى بالاربعة ناميده ميشود، سوم نسبتهاى كوچك است و آن نسبتهاى مثل و جزء است، و ابتداى اين قسم از نسبت مثل و ربع است، و همچنين تا جائى كه تفاوت بشنيدن ادراك ميشود، و بزرگترين نسبت بزرگ كه در موسيقى بكار برده ميشود نسبت الذى بالكل مرتين است، و كوچكترين نسبت مستعمل آنست كه زيادتى زائد بر ناقص نيمه نيمه نيمه نيمه كوچكترين ابعاد باشد، و آن را طنينى ميگويند.

مقصود شيخ اينست كه كوچكترين نسبتهاى بزرگ الذى بالكل است، پس از آن نسبت سه ضعف، پس از آن نسبت چهار ضعف كه الذى بالكل مرتين ناميده ميشود، و بزرگترين نسبتهاى بزرگ كه در موسيقى بكار برده ميشود الذى بالكل مرتين است پس از آن نسبت سه ضعف، پس از آن الذى بالكل اما در نبض بزرگترين نسبتهاى بزرگ را الذى بالكل مرتين قرار نداده‌اند بلكه بزرگتر را نسبت سه ضعف قرار داده‌اند مثل نسبت شش بدو، و اين نسبت نسبة الكل و الخمسة ناميده ميشود، زيرا كه در اين نسبت شش است بچهار، و اين نسبت مثل نسبت سه بدو است، چه شش زائد است‌