رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٣٣ - منقول از مقدمه چاپ نخستين

رساله حاضر را تصنيف زمان عضد الدوله دانسته‌ [١]، و بواسطه همين اشتباه «ابو على سينا» را كه در عنوان كتاب بوده تحريف «ابو على مسكويه» شمرده، و چون قرينه بر درستى مدعاى خود نيافته باين كه مسأله موسيقارى بودن نبض در اين رساله و در كتاب قانون اختلاف دارد يارى جسته است، در صورتى كه اين مسأله نيز بدون اختلاف در اينجا و در كتاب قانون بيك نحو آمده‌ [٢]، و با اينكه در هر دو كتاب شيخ با رأى جالينوس مخالف است،


[١] - ديگر رساله‌ايست در بيان نبض بزبان فارسى نوشته است در عنوان آن رساله نگاشته است فرمان عضد الدوله بمن آمد كتابى كن اندر دانش رگ همانا گروهى كه در علم سير تتبع وافى دارند مى‌دانند كه آن ديباچه از حليه صدق عاطل است، چه يك سال قبل از تولد شيخ الرئيس عضد الدوله وفات كرده است و آنچه بخاطر فاطر ميرسد اينست كه آن رساله را ابو على مسكويه در عقد تأليف آورده است، و يا آنكه كاتب اشتباه كرده است بجاى مجد الدوله يا شمس الدوله عضد الدوله نوشته است ولى آن مسأله موسيقاريه كه در قانون فرموده است و عباراتى كه بر خلاف آن در آن رساله ثبت است قول اول را تاييد مى‌كند (نامه دانشوران ج ١ ص ٨٢).

[٢] - جالينوس پندارد كه قدر محسوس از مناسبات وزن آنست كه بر يكى از نسب موسيقارى مذكور باشد- يا بر نسبت الكل و الخمسه و آن بر نسبت سه ضعف است، چه آن نسبت ضعف است كه با نسبت زائد بنصف تأليف شده و آن همانست كه آن را نسبت الذى بالخمسة نامند، و بر نسبت الذى بالكل و آن ضعف است، و بر نسبت الذى بالخمسه و آن زائد بنصف است و بر نسبت الذى بالاربعة و آن زائد بثلث است و بر نسبت زائد بربع بعد محسوس نمى‌شود، و من ضبط اين نسبتها را بحس (يا بجس) بزرگ ميشمارم و آسان ميدانم بر كسى كه بدرج ايقاع و تناسب نغمه‌ها بممارست صناعت معتاد باشد ...

(كتاب القانون چاپ تهران تعليم سوم از فن دوم از كتاب اول ص ٨٧) نگارنده گويد:

در علم موسيقى دو بحث ميكنند يكى: از احوال نغمها از آن رو كه ميان آنها