رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٣٠ - منقول از مقدمه چاپ نخستين

جزئى گذشته- و بياد دارد كه هنگام ناخوشى پرستار يا پزشك يا بزرگتر خانه كه با خبر ميشوند دست بساعد بيمار دراز ميكنند و با سر انگشتان از چگونگى جنبش نبض او جستجو مينمايند، و چنين وانمود ميشود كه گويا نبض احوال پنهانى بيمار را براى آنها آشكار كرده است، نشانيهائى كه نبض بدست ميدهد در برابر سائر نشانيهاى تندرستى و بيمارى بدرجه‌اى روشن و ممتاز است كه از جهان پزشكى گذشته در ساير چيزها هم مثل شده و هر گاه بر چگونگى احوال كس و كارى از همه سو آگهى يافتند ميگويند نبض فلانى يا فلان كار در دست ما است:

و اين نامه كم حجم بمنزله مترجم يا فرهنگ لغتى است كه ما را باوضاع و احوال رگ جنبان (يعنى نبض) راهنمائى ميكند، و شرح ميدهد كه وابستگى احوال نبض با تندرستى و بيماريهاى گوناگون، بويژه بيماريهاى دل صنوبرى چگونه است.

و اين مسأله يعنى بستگى حالات نبض باحوال نامحسوس تن- از مسائلى است كه در كتب و مصنفات پزشكى از عهد قديم باب و مبحث مخصوص داشته، مع ذلك اطباء بزرگ شرق و غرب از قبيل ارساجانس‌ [١]، و جالينوس، و يحيى النحوى الاسكندرانى، و حنين بن اسحاق العبادى، و پسر او اسحاق، و ثابت بن قرة الحرانى، و اسحاق بن عمران، و اسحاق بن سليمان، و ابو عثمان‌


[١] - ارساجانيس يا ارسيجانس يا ارشيجانس معاصر سقراط (٤٧٠- ٤٠٠ ق م) حكيم معروف بوده و ظاهراً وى قديم‌ترين كسى است كه كتابى در نبض ساخته، و جالينوس بر كتاب نبض او رد نوشته، و در برخى تصانيف ديگر خود هم او را رد كرده است، (رجوع كنيد بعيون الانباء چاپ مصر ص ٣٤- ٣٦- ٤٩- ٩٢- ٩٧ ١٠٢- و بفردوس الحكمه چاپ برلن ١٩٢٨ ص ٣٤٢- ٣٤٧، كه بحث نبض را از عقائد او و جالينوس فراهم ساخته است.