رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٤٩

كرده و بار ديگر بنام «الحكمة المشرقية لا توجد تاما» چنانكه ابن- ابى اصيبعة خود در فهرست مفصلى كه بدست داده آورده است، و ناشر كتاب مزبور خود ظاهراً سواد درستى نداشته و لهذا كتاب دانش مايه العلائى كه در طبع كلمه دانش مايه در عيون الانباء كمى از العلائى جدا افتاده بوده آن را دو كتاب شمرده است.

٥- اخبار الحكماء جمال الدين قفطى باب الكنى نزد كنيه «ابو على» و غيره، اين كتاب در عصر صفويه بفارسى ترجمه شده، و از ترجمه آن يك نسخه در كتابخانه دانشكده معقول و منقول موجود است.

٦- مختصر الدول ابن العبرى چاپ بيروت ص ٣٢٥ تا ٣٣٠ و غيرها.

٧- كامل ابن الاثير سنه ٤٢٨ كه وفات شيخ را نوشته، و او شيخ و علاء الدوله هر دو را در جاى ديگر بالحاد و زندقه متهم كرده، و مدفن او را هم برخلاف مشهور در اصفهان دانسته و اطلاع درستى از احوال شيخ بدست نداشته است.

٨- تاريخ ابو الفداء چاپ اسلامبول ١٢٨٠ حوادث سال ٤٢٨.

٩- تاريخ مرآة الجنان يافعى چاپ هند حوادث سال ٤٢٨، كه او نيز همان مطالب ابن خلكان را آورده و ملاقات شيخ را با قابوس چنانكه در چهار مقاله است درست دانسته، و چون مطالب كتاب الشفاء را بمطالعه در نيافته عصبانى شده و گفته است «لم اره الا جديرا بقلب الفاء قافا».

١٠- شذرات الذهب چاپ مصر سال ٤٢٨.

١١- ابن خلكان باب «حسين» كه او نيز شرح حال شيخ را عيناً از ابو الحسن بيهقى گرفته و برخى اشعار شيخ و مطالبى از ابن الاثير بر آن‌