رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٢ - ابن سينا

را به عنوان حكيم على الاطلاق بر جهان علمى اسلام عرضه داشت، ولى ظهور ابن سينا و احاطه او به طبّ و فلسفه و گسترش و نوآورى‌هاى او در هر دو فن، ارسطو و جالينوسى تازه نفس را وارد ميدان علم و تمدّن اسلامى كرد و الحق كه او نمونه‌اى كامل از طبيب فاضل و فيلسوف كاملى بود كه جالينوس توصيف آن را در رساله: فى أنّ الطّبيب الفاضل يجب أن يكون فيلسوفا بيان داشته بود، چنانكه اثر انديشه ابن سينا در همه پزشكان و فيلسوفان پس از او در جهان اسلام نمودار و نمايان است.

در اين مقدّمه كوتاه مجال آن نيست كه به شرح احوال و بر شمردن آثار اين حكيم بزرگ بپردازيم. چه آنكه صدها كتاب و مقاله به زبانهاى مختلف در شرح احوال و افكار او نوشته شده و براى آگاهى از آثار فراوان او در زمينه‌هاى مختلف علوم اسلامى كافى است كه خوانندگان به دو كتاب: مؤلّفات ابن سينا از جورج قنواتى (قاهره ١٩٥٠ م.) و فهرست نسخه‌هاى مصنّفات ابن سينا از دكتر يحيى مهدوى (تهران ١٣٣٣ ه ش.) مراجعه بفرمايند و مناسب حال و مقام در اين گفتار آن است كه كلماتى چند درباره دو اثر مهمّ او يعنى شفا و قانون آورده شود.

ابن سينا كتابهاى متعدّدى در فلسفه از جمله كتاب النّجاة، و الإشارات و التّنبيهات، و عيون الحكمة، و دانشنامه علائى به رشته تحرير درآورده، ولى از همه مهمتر و مبسوطتر كتاب شفاى اوست كه در واقع نخستين دائرة المعارف علوم و فلسفه در عالم اسلام به شمار مى‌آيد، چنانكه مهمترين و مفصّل‌ترين كتاب‌هاى پزشكى او، كتاب قانون است كه ظهور آن كتابهاى پيشين را متروك و منسوخ كرد [١].

برخى از دانشمندان بر تسميه اين دو كتاب خرده گرفته كه شفا مناسب با پزشكى است و قانون با فلسفه تناسب دارد و برخى ديگر در توجيه اين نامگذارى گفته‌اند كه ابن سينا با اين عمل خواسته بفهماند كه اهمّيّت طبّ نفوس نزد او كمتر از طبّ اجساد نيست و نيز فلسفه او متأثّر از طبّ و طبّ او متأثّر از فلسفه بوده است‌ [٢] و اين تعبير پيشينيان كه فلسفه طبّ روح و طبّ فلسفه بدن است، ناظر به همين‌


[١] تاريخ الحكماء، ص ٣٢١.

[٢] مقدّمه كتاب الشفاء، ص ٢.